عربی‌سازی در جبهه کرکوک:

استان کردستان‌نشین کرکوک که بلافاصله پس از روند ملی‌کردن نفت عراق در ١ ژوئن ١٩٧٢ نام آن به (التأمیم) تغییر یافت، یکی از مهم‌ترین استان‌هایی محسوب می‌شود که کشور عراق پس از پایان جنگ جهانی اول (١٩١٤- ١٩١٨) بر پایه آن تأسیس شده است، به دلیل موقعیت جغرافیایی و وجود نفت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و تولید نفت در آن به اولین چاه نفت در سال ١٩٢٧ و صادرات آن به سال ١٩٣٤ بازمی‌گردد، وجود چندین ملت، اهمیت بیشتری به این استان کردستانی بخشیده که از نظر قوم‌نگاری (اتنوگرافی) از اکثریت کرد و ملت‌های دیگر همچون عرب، آشوری و ترکمن تشکیل شده است. زیاد بودن نسبت کردها، عامل نگرانی و کابوس مقامات عراقی از زمان تأسیس تاکنون بوده است، به همین دلیل همواره در پی برنامه‌ریزی برای تغییر دموگرافی این استان به نفع ملت عرب بوده‌اند.

سیاست عربی‌سازی که مقامات عراقی پس از تأسیس دولت عراق در سال ١٩٢١ تار و پود آن را تنیده بودند، پس از روی کار آمدن حزب بعث در دهه‌های شصت قرن گذشته، چارچوبی وسیع‌تر، بزرگ‌تر و خطرناک‌تر به خود گرفت. از آنجایی که در ماده هفتم (٧) اساسنامه داخلی حزب در سال ١٩٤٧، موقعیت جغرافیایی ملت عرب از کوه‌های توروس و مرز عراق-ترکیه تا ارتفاعات پشت‌کوه در مرز ایران-عراق، تا رسیدن به اقیانوس اطلس و کردستان جنوبی (کردستان عراق) بخشی از این معادله محسوب می‌شد، این به معنای انکار وجود ملت کرد به عنوان ملتی صاحب خاک، فرهنگ، تاریخ و تمدن بود. سومین کنگره حزب بعث در سال ١٩٧٩ بر این نکته تأکید می‌کند که آن ملت‌هایی که زبان و ویژگی‌های خود را دارند و در کشور عربی زندگی می‌کنند، آن‌ها نیز بخشی از ملت عرب هستند.

بر این اساس و بر پایه این اصرار سردمداران عراق و بر مبنای قانون اساسی دولت عراق در سال ١٩٧٠، عراق بخشی از جهان عرب است و ملت عراق بخشی از ملت عرب است. عربی‌سازی کرکوک روش‌های گوناگون و اجرای آن نیز بر اساس مراحل و ماهیت شرایط داخلی و خارجی عراق به این صورت بوده است:

١- اسکان عشایر عرب.

2- کاهش نسبت جمعیت کرد (رقیق‌سازی حضور کرد) حملات کوچ اجباری و تهجیر.

٣- تغییر در تشکیلات (سازمان‌های) مدیریتی.

٤- عربی‌سازی مؤسسات رسمی و نیمه‌رسمی.

٥- تغییر هویت و ملیت (اصلاح قومی ساکنان).

 

 ١- اسکان عشایر عرب:

پروژه آب حویجه:

هدف از اجرا و پایان یافتن پروژه آبیاری حویجه (١٩٣٦- ١٩٥٢) و اسکان اعراب در منطقه حویجه بود، کارهای حفاری این پروژه در سال ١٩٣٦ به طول ٥٥ کیلومتر و رساندن آب آبیاری برای ١٣٩٠٠٠ دونم زمین زراعی از زاب کوچک برای اسکان بیست هزار (٢٠،٠٠٠) نفر، از عشایر عرب کوچ‌نشین[1] منطقه که بیشتر آن‌ها از عشیره عبید و طی بودند، انجام شد و آماده‌سازی برای عشایر لهیب و کرویه جهت اسکان آن‌ها در دشت‌های قره‌تپه، عشیره جبور و بخشی از عشیره طی در دشت‌های قراجی شمال حویجه صورت گرفت، در همین راستا دولت عراق چاه‌های آب در آن منطقه برای آن‌ها حفر کرد و مشوق اسکان هرچه بیشتر آن کوچ‌نشینان در منطقه حویجه شد، که در نتیجه آن محرک دولت برای تصمیم‌گیری جهت تبدیل حویجه به شهرستان (قضاء) در سال ١٩٦٢ شد.

جنگ و درگیری مستمر میان عشیره عبید و عزه در دشت‌های جنوب حویجه و پس از به نتیجه رساندن پروژه آبیاری حویجه، به ابزاری به دست دولت برای اسکان هر دو عشیره عبید و جبور و چند عشیره دیگر در این منطقه تبدیل شد، اما از آنجایی که عشایر عرب پیش‌تر به کار کشاورزی توجهی نکرده بودند و تنها کارشان کوچ‌نشینی و حرکت به دنبال دام (گوسفند، گاو، گاومیش، شتر) بود، لذا به ناچار و برای اسکان، آموزش روش و چگونگی کار کشاورزی و نحوه استفاده از زمین کشاورزی و شیوه‌های کشت، دولت چند نفر را به عنوان متخصص کار کشاورزی به منطقه اعزام کرد، به این ترتیب در این منطقه زمین میان اعراب تقسیم شد، بدین صورت آن عشایر عرب که در اصل شغلشان کشاورزی نبود و دولت زمین کشاورزی میانشان تقسیم کرد و روستاهای جدید برایشان آباد کرد، در این منطقه ساکن شدند، این اولین گام شروع روند عربی‌سازی استان کرکوک بود که برای آن برنامه‌ریزی شده بود و توسط دولت‌های پیاپی دوران پادشاهی در عراق اجرا شد.

عشیره عبید ده سال پس از ماندنشان در دشت‌های حویجه طبق آمار سرشماری سال ١٩٥٧ عراق، آن زمان عشیره عبید که حدود یازده هزار (١١،٠٠٠) نفر تخمین زده می‌شد، در جنوب بخش جنوب غربی پروژه آبیاری حویجه به سمت کرکوک در محدوده‌ای به وسعت ١٠٠٠ کیلومتر مربع زمین اسکان داده شدند، عشیره جبور ١٢٥٩٥ نفر در منطقه میان زاب کوچک و زاب بزرگ در سمت غرب پروژه آبیاری و بر روی زمین کشاورزی به مساحت ٩٠٠ کیلومتر مربع اسکان داده شدند، ٢١٤٠ نفر از عشیره البوجمدان در منطقه میان زاب کوچک و راه اصلی میان حویجه-کرکوک و بر روی زمین ١٠٠ کیلومتری و در ١٤ روستای تازه آباد شده اسکان داده شدند، برخی از فرزندان عشیره تکریتی و دور نیز همان منطقه و به وسعت ١٠٠ کیلومتر زمین برایشان باز شد و اسکان داده شدند، که طبق داده‌های سرشماری سال ١٩٥٧ و به طور کلی نسبت آن اسکان‌یافتگان در حویجه، ٢٧٧٠٥ نفر بودند و دولت یک مؤسسه مدیریتی به نام ناحیه حویجه وابسته به شهرستان کرکوک افتتاح کرد، بعدها در دوران رژیم بعث گسترش یافت و به شهرستان حویجه تبدیل شد و ناحیه ریاض به آن ملحق گردید، متأسفانه بیشتر اسکان‌یافتگان بر خاک کرد در دشت‌های حویجه در دهه‌های چهل قرن گذشته با ارتش عراق برای حملات به روستاهای کردی همکاری داشتند، به‌ویژه در سال ١٩٦٣ و بعدها در زیر سایه (چتر) دولت تبدیل به شبه‌نظامیان سواره‌نظام خالد بن ولید شدند و شکل نیمه‌رسمی از دولت دریافت کردند و در جنگ با نیروی پیشمرگه کردستان مشارکت داشتند.[2].

 تأسیس دولت عراق (١٩٢١):

   اولین مرحله عربی‌سازی کرکوک در سال ١٩٢١ پس از اعلام کشور جدید به نام عراق که بخش کردستان جنوبی به آن الحاق شده بود، آغاز شد و پایان قرن گذشته (٢٠٠٠) بسیار فشرده و سخت ادامه یافت و طبق برنامه اجرا شد.

 فاز دوم عرب‌سازی کرکوک پس از تقسیم زمین‌های کشاورزی جدید میان عرب‌های وارداتی، پس از دومین پروژه آبیاری در سال ١٩٧٢ کرکوک بود که به پروژه آبیاری کرکوک یا آبیاری صدام شناخته می‌شود، این پروژه از سد (سکری) دوبس در جنوب بخش پردی (آلتون کوپری) به طول هشت کیلومتر آب را از سد دوکان به جنوب و جنوب غربی شهر کرکوک منتقل می‌کند، این امر منجر به جذب و اسکان تعداد بیشتری از عرب‌ها در آن منطقه و ایجاد روستاها، مجتمع‌ها و مکان‌های سکونتی بیشتری شد که به عرب‌های وارداتی شناخته می‌شوند.

ملکی‌سازی روستاها و زمین‌های کشاورزی:

پیش از تاسیس دولت عراق در استان کرکوک، تصرف (ملکی‌سازی - استملاک) روستاها و زمین‌ها وجود نداشت، اما مقامات عراق و به‌ویژه در نیمه دوم سده گذشته به بهانه حفاظت از تاسیسات نفتی و ایجاد پادگان‌ها به دلایل امنیتی و راهبردی، این پدیده ظهور کرد، به‌ویژه تصمیمات شورای رهبری انقلاب بعث، فرمان‌های ریاست جمهوری عراق یا کمیته شمال و برای ایجاد کمربند امنیتی شهر کرکوک و نواحی پردی، شوان، قره‌حسن، تازه‌خورماتو و دوبس، در این عملیات سیزده روستای سونگولی، یاره‌کی، پنجاعلی، ولی پاشا، قزل‌قایه، چیمن بزرگ و کوچک، جه‌وه‌ل بور، هنجیره، قوطان، قوطان قوشقایه، شوراو و باجوان تخلیه شدند.

منطقه کمربند امنیتی به این شکل تقسیم شد:

- زمین‌های مرتبط با تاسیسات نفتی، بر اساس نامه شورای عالی انقلاب در ١٩ آوریل ١٩٧٩ و بازپس‌گیری (الاستیلاء) و لغو حق بهره‌بردار.

- زمین‌های مرتبط با تاسیسات نظامی در سال ١٩٨٨ و بر اساس نامه دیوان ریاست جمهوری شماره ١٩٩٩ در ٢٧ مه ١٩٨٨، تصمیم گرفته شد که تنها به عرب‌ها تحویل داده شود[3].

 مساحت آن زمین‌هایی که به دلایل نظامی تصرف شده بود، در حال گسترش بود، ده‌ها سنگر و پایگاه نظامی بر روی ارتفاعات و تپه‌های منطقه ساخته شد و بیشتر آن‌ها با سیم خاردار و مین و به نام منطقه حفاظت‌شده نظامی تصرف شدند، کُردها و ترکمان‌ها از خرید و ثبت رسمی خانه و زمین محروم شدند، حتی حق تعمیر و نوسازی املاک خود را نداشتند تا مجبور به فروش آن به عرب‌های وارداتی شوند، این کار با پشتیبانی و تشویق رژیم بعث و دولت عراق، از طریق تسهیلات انتقال وارداتی‌ها و استخدام آنان در ادارات دولتی و تاسیسات نفتی شهر صورت گرفت، همان فرآیندی که رهبری کُرد (انقلاب ایلول) آن را تعریب یا عرب‌سازی کرکوک نامید و خواستار توقف آن شد[4].

در دهه هفتاد سده گذشته عملیات عرب‌سازی در مرکز شهر کرکوک گسترش یافت و چندین محله جدید ساخته شد، از جمله زوبات، بعث، الؤستا، الاشتراکیه، غرناطه، حجاج، عروبه، شرطه، دورالامین، قتیبه، الوحده و الحریه، به هر یک از عرب‌های وارداتی ١٠،٠٠٠ دینار و امتیازات کارمندان و رتبه حزبی بعث داده شد، کمیته ویژه‌ای برای آوردن و اسکان از استان‌های عراق برای اسکان عرب‌ها در استان کرکوک به شرط انتقال مدارک شناسایی به کرکوک تشکیل شد[5].

٢- کاهش نسبت جمعیت کُرد (ترقیق الوجود الکردی) عملیات جابجایی و کوچ اجباری: (حملات الترحیل و التهجیر)

این عملیات به منظور اخراج شهروندان کُرد اصیل کرکوک از مناطقشان، به مکان‌های دیگر بدون رضایت و تمایل خودشان و جایگزینی عرب‌های وارداتی در مکان‌های آن‌ها، در دهه‌های هفتاد و هشتاد سده گذشته به‌ویژه پس از شکست توافق ١١ مارس ١٩٧٠ میان حزب دموکرات کردستان و دولت بعث در سال ١٩٧٤، صدها روستا و مجتمع مسکونی کُردی مورد حمله نظامی ارتش عراق قرار گرفت، پس از ویرانی و سوزاندن روستاها، ساکنان آن‌هایی که زنده مانده بودند را به مناطق خارج از استان کرکوک جابجا کرد، عملیات پاکسازی حضور کُردها در آن شهر در زمان جنگ هشت ساله میان ایران و عراق (٢٢ سپتامبر ١٩٨٠- ٨ اوت ١٩٨٨) به اوج رسید:

- جابجایی همه کسانی (خانواده) که پس از توافقنامه الجزایر (٦ مارس ١٩٧٥) میان ایران و عراق به شهرهای مرکز و جنوب عراق بازگشته بودند، به جز استان کرکوک.

- ایجاد مجتمع‌های مسکونی برای کسانی که روستاهایشان ویران شده بود، در مکان‌هایی دیگر به جز استان کرکوک.

- لغو همه قراردادها و سندهای زمین‌های کشاورزی، تصرف و تحویل آن به عرب‌های وارداتی بدون رضایت و جبران خسارت به کُردها.

سال ١٩٩٨ دولت دستور بازداشت یک نفر از هر خانواده کُرد که به شمال (دهوک- اربیل- سلیمانیه) اخراج شده، مصادره خانه اخراج‌شدگان و کارت سهمیه خوراک (تصمیم ٥٨٦ سازمان ملل متحد- نفت در برابر غذا) و اسناد رسمی‌شان را صادر کرد.

٣- تغییر در تشکیلات (تاسیسات) مدیریتی:

در ادامه روند تعریب، یکی از مراحل تغییر در تشکیلات مدیریت دولتی بود. تصمیمات و توصیه‌های بسیاری از سوی مسئولان عراقی در این باره صادر شد و به مرحله اجرا درآمد، از جمله پاکسازی همه تاسیسات وابسته به وزارت نفت، راه‌آهن، پروژه‌های برق و شرکت کوبریت (گوگرد- (Sulfur از کارمندان، کارکنان و کارگران کُرد و ترکمان به نفع عرب‌ها. در ادامه این مسیر و روش و بر اساس دستورالعمل‌های دیوان ریاست جمهوری و نامه دبیر حزب بعث شماره ٨١٠٧ در ٥ ژوئیه ١٩٩٩، نامه بخشنامه‌ای از سوی وزارت کشور عراق برای استاندار کرکوک (التأمیم) به شماره ٩٤٠٧ در ١٧ ژوئیه ١٩٩٩ آمده است که نباید به جز عرب‌ها، فرد دیگری از ملیت‌های دیگر در ادارات دولتی به عنوان کارمند پذیرفته شود و آن‌هایی که حضور دارند از کُرد و ترکمان به جای دیگری منتقل شوند یا رتبه کارمندی‌شان کاهش یابد به‌ویژه در حوزه (بخش) نفت و گاز، در زمینه تحصیل آمده است به هیچ وجه مدرک تحصیلی داده نشود تا زمانی که تسویه حساب حزبی (بعث) بیاورند یا خود را از ملیت عرب معرفی کنند. در مورد تجارت، کُردها نباید در کرکوک کار تجاری انجام دهند، یا در فرآیندهای مناقصه و مزایده‌های پروژه‌های دولتی شرکت کنند.

عربی‌سازی تنها در اینجا متوقف نشد، بلکه آموزش و مدارس را نیز دربرگرفت، که با جابه‌جایی بیشتر معلمان و مدیران آموزشی کرد و ترکمن به خارج از مرکز شهر و جایگزینی آنان با معلمان عرب انجام شد، سخن گفتن و تحصیل به زبان مادری با محدودیت مواجه گشت و زبان عربی جایگزین شد، نام تمامی مکان‌ها و محل‌های فروش و تجارت، مدارس، مساجد، پارک‌ها و همه جا به عربی تغییر یافت. اگرچه در چارچوب توافقنامه ١١ مارس ١٩٧٠ و طبق نوشتار ٢٨٨ و ٢٠٤ شورای رهبری انقلاب حزب بعث رسماً اجازه زبان و تحصیل کردی داده شده بود، اما پس از شکست توافقنامه ١١ مارس در سال ١٩٧٤ توسط مرکز و آغاز دوباره جنگ و اجرای سیاست زمین سوخته بر کردستان، با نوشتار ٣٠٩ در ٢٦ مارس ١٩٧٤ تصمیم قبلی خود برای محدود کردن زبان کردی را لغو کردند و برخی از مراکز آموزشی را زیر نظر بغداد بردند.[6].

٤- عربی‌سازی نهادهای (مؤسسات) رسمی و نیمه‌رسمی:

شهر کرکوک در دوره حکومت عثمانی و تا سال ١٨٧٩ مرکز لواء (استان) شهرزور بود، پس از تأسیس ولایت موصل به عنوان سومین قضا (سنجق) به موصل ملحق شد (کرکوک، سلیمانیه، موصل) تا زمان تأسیس دولت (کشور) عراق در سال ١٩٢١، سال ١٩٢٥ کرکوک به لواء (استان) تبدیل شد و شامل قضاهای کرکوک (مرکز، پردی، قره‌حسن، شوان، الملحە، داقوق) و قضای صلاحیه یا کفر (مرکز، قرتپه، شیروانه، بیباز، توز)، قضای چمچمال (مرکز، آغجلر)، قضای کیل (مرکز، سنگاو) بود.

دوره پادشاهی در کرکوک تنها تغییراتی در ساختار مدیریتی داشت، به جای کیل، توزخورماتو با ترکیب داقوق و قادرکرم به قضا تبدیل شد، بیشترین تغییرات در نیمه دوم قرن بیستم و به‌ویژه پس از اجرای پروژه آبیاری حویجه و تبدیل آن به قضا به منظور اسکان عرب‌های وارداتی در سال ١٩٦٢، و الحاق ناحیه‌های ریاض و عباسی و الحاق ناحیه زابِ وابسته به استان موصل به قضای جدید در سال ١٩٨٤ رخ داد.

این تغییراتی است که بر ساختار مدیریتی کرکوک وارد شد:

- جدا کردن قضاهای کلار و چمچمال و الحاق آن‌ها به استان سلیمانیه، قضای کفری به استان دیاله با دستور شماره ٦٠٨ در ٦ نوامبر ١٩٧٥.

- الحاق قضای توزخورماتو به استان صلاح‌الدین با فرمان جمهوری ٤١ در ٢٩ ژانویه ١٩٧٦. طبق فرمان جمهوری ٤١ مورخ ٢٩ ژانویه ١٩٧٦ تنها قضای مرکزی و حویجه به عنوان قضا و مرکز مدیریت باقی ماندند.

- تأسیس قضای دوبس متشکل از مرکز و قضای پردی با فرمان جمهوری شماره ٧٢ در ١٥ فوریه ١٩٧٦.

- انحلال قضای دوبس و الحاق ناحیه پردی (آلتون کوپری) در کرکوک و الحاق آن به استان اربیل طبق فرمان جمهوری ٤٣٤ سال ١٩٨٩، الحاق برخی از مناطق آن به ناحیه دوبس و چندین منطقه از دوبس از نظر مدیریتی به قضای حویجه ملحق شد.

- جدا کردن ناحیه داقوق از قضای توزخورماتوی وابسته به استان صلاح‌الدین و الحاق آن به قضای مرکزی کرکوک با فرمان جمهوری ٢٥٦ در ١٨ مه ١٩٧٦.

- تأسیس قضای داقوق با فرمان جمهوری ٤٣٤ در سال ١٩٨٩.

با این تغییرات و تمام آن فرامین و تصمیماتی که تنها هدفشان عربی‌سازی کرکوک بود، مساحت استان کرکوک از ٢٠٣٣٥ کیلومتر مربع در سال ١٩٥٧ به ٩٦٣٩ کیلومتر و از ٢٢ مرکز مدیریتی به ١١ مرکز در سال ١٩٩٣ کاهش یافت.

 

٥- قانون تغییر هویت و ملیت (قانون التصحیح القومیة):

هر راهکاری برای کاهش نسبت کردها در کرکوک و افزایش نسبت عرب‌ها و زبان و فرهنگ عربی که به ذهن مقامات می‌رسید، آزموده شد. یکی از این راهکارهای فوری برای عربی‌سازی کرکوک، قانون تغییر هویت و ملیت بود، طبق این قانون، کردها و ترکمن‌ها ملزم شدند ملیت خود را به عرب تغییر دهند وگرنه با فشار و اقدامات شدید اقتصادی، اداری و امنیتی مواجه می‌شدند. در نوشتار شماره ١٩٩ مورخ ٦ سپتامبر ٢٠٠١ شورای رهبری انقلاب، برخلاف قانون دوره حکومت عثمانی، تصمیم گرفته شد که هر شهروند عراقی حق تغییر ملیت خود به عرب را دارد. در محتوای آن، عرب به وضوح تعریف شده است: هر فردی که در سرزمین عربی است و به عربی سخن می‌گوید و خود را از ملت عرب می‌داند، عرب است. فرد عرب حق ندارد ملیت خود را به ملیت دیگری تغییر دهد و در این حالت به یک سال حبس محکوم می‌شود. اکثر کسانی که حاضر نبودند ملیت خود را به عرب تغییر دهند، توسط دولت مرکزی تحت فشارهای گوناگون قرار گرفتند، از جمله بازداشت و اخراج خود و خانواده‌هایشان از کرکوک، تنها به این دلیل که حاضر نبودند ملیت خود را به عرب تغییر دهند؛ وجود طرفداری برای احزاب سیاسی کردستانی به آنها نسبت داده می‌شد و از کرکوک اخراج می‌شدند. این کمپین با شدت و سختی تا پایان رژیم بعث در جنگ دوم خلیج فارس و سقوط آن در ٩ آوریل ٢٠٠٣ ادامه داشت.[7].  

عربی‌سازی در عراق نوین (٢٠٠٣- ٢٠٢٥):

 حمایت از تروریسم جهانی (بین‌المللی) و پنهان کردن سلاح‌های کشتار جمعی موجب حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق شد، سقوط بغداد در ٩ آوریل ٢٠٠٣، پایان رژیم بعث، استقرار سیستم حکومتی با عنوان دموکراسی فدرال در عراق نوین، تدوین قانون اساسی موقت جدید، رأی‌گیری مردم عراق در رفراندوم ١٥ دسامبر ٢٠٠٥ و تصویب آن به عنوان قانون اساسی دائمی کشور. ماده ٥٨ قانون اساسی موقت و ١٤٠ دائمی مربوط به مناطق کردی عربی‌سازی شده (عربی‌سازی) بود، قرار بود از طریق همکاری نماینده ویژه سازمان ملل متحد استفان دی میستورا (Staffan de Mistura و کمیته‌های ویژه برای این وظیفه بین دولت مرکزی و دولت اقلیم کردستان این مسئله تا پایان سال ٢٠٠٧ حل و فصل گردد، اما نه تنها حل نشد بلکه در کابینه‌های پیاپی دولت عراق در شورای اداره دولت (١٩ مارس ٢٠٠٣ - ٢٨ ژوئن ٢٠٠٤)، دولت موقت از ٢٨ ژوئن ٢٠٠٤ - ٣ مه ٢٠٠٥ به ریاست ایاد علاوی، نوری کامل مالکی (٢٠ مه ٢٠٠٦ - ٢٢ دسامبر ٢٠١٠) و (٢٢ دسامبر ٢٠١٠ - ٨ سپتامبر ٢٠١٤)، ابراهیم جعفری، حیدر العبادی (١٠ اکتبر ٢٠١٦ - ١١ اوت ٢٠١٨)، نه تنها ماده ١٤٠ قانون اساسی عراق که خود شامل سه سطح لغو تصمیمات تعریب رژیم‌های پیشین عراق از زمان تأسیس تا سقوط آن در سال ٢٠٠٣، بازگرداندن تمام مناطق جدا شده کرکوک به این استان، سرشماری نفوس و در پایان انجام همه‌پرسی که در آن ساکنان به آزادی بگویند می‌خواهند تابع مرکز یا اقلیم کردستان باشند، پایه‌داران عراق به منظور فرار و اجرا نکردن آن، بهانه‌های گوناگون و عجیب و غریب می‌تراشیدند، و به عربی‌سازی بیشتر کرکوک و دیگر مناطق کردستان ادامه دادند، به‌ویژه پس از همه‌پرسی استقلال کردستان در ٢٥ سپتامبر ٢٠١٧ و خیانت ١٦ اکتبر ٢٠١٧ بخشی از سران و فرماندهان اتحادیه میهنی کردستان. با تسلیم شدن و عقب‌نشینی بدون درگیری در برابر نیروهای مهاجم عراق، این امر باعث شد تا نیروهای مسلح و امنیتی با حمایت مشارکت مستقیم و همکاری کشورهای منطقه، به کردستان و از جمله استان کرکوک و مناطق اشغال‌شده کردستان (مورد مناقشه) که پیشتر، در ٩ ژوئن ٢٠١٤ از ترس حمله پیکارجویان داعش خود خالی کرده و نیروهای مسلح‌شان را به عمق خاک عراق عقب کشیده بودند، به دلیل وجود خلأ امنیتی، خطر و برای حفظ مردم این مناطق و دفع هرگونه حمله دشمن، تصمیم به استقرار نیروی پیشمرگه در آن مناطق گرفته شده بود، یورش ببرند. این عمل پس از پایان یافتن افسانه داعش به دست نیروی پیشمرگه کردستان بود، توافق اتحادیه میهنی با هیئت حشد شعبی و مشاوران سپاه پاسداران و مشارکت‌شان در جنگ علیه اقلیم کردستان با تمام نیروی مسلح، سلاح و مهمات خود توانستند کرکوک را اشغال کنند و برای سازماندهی مجدد و تأسیس دوباره جبهه دفاعی، نیروی پیشمرگه ناچار به عقب‌نشینی از تمام جبهه‌های جنگ شد و یک سنگر مودا (مستحکم) طولانی بیش از ١٠٠٠ کیلومتر تنها برای نیروهای پیشمرگه حزب دموکرات کردستان باقی ماند، حملات و یورش‌های دشمن در بامداد ٢٠ اکتبر با همکاری نیروهای ضدترور اتحادیه میهنی و راهنمایی‌شان تحت شعار «قادمون یا اربیل» و مشارکت نزدیک به شصت هزار مسلح عراقی آغاز شد. دیری نپایید و در ساعت ١١ صبح شکست خوردند و عقب رانده شدند، به ناچار و پس از از دست دادن و کشته شدن صدها مسلح و زیر آتش سلاح‌های پیشمرگه، مجبور به عقب‌نشینی شدند. این حملات شدید تا پایان ماه و در جبهه‌های دیگر جنگ نیز به همان صورت ادامه داشت، اوج این درگیری خونین در ٢٦ اکتبر ٢٠١٧ و با حمله نیروهای حشد شعبی، ارتش، واکنش سریع، طلایی، پلیس فدرال به سنگرهای نیروی پیشمرگه کردستان در منطقه سحیله استان موصل بود که در آن بیش از ١٠٠٠ مسلح، درجه‌دار و فرمانده در لیست کشته و زخمی‌ها بودند، از جمله کشته شدن ابوتراب در زمار و زخمی شدن ابومهدی المهندس و فرار قاسم سلیمانی فرماندهی کل نیروی قدس سپاه پاسداران ایران از جبهه‌های جنگ. پس از ناکامی در جنگ همانند همیشه به راه و روش قدیمی پدران و نیاکان خود بازگشتند و اقدام به پاکسازی و تعریب مناطقی کردند که با خیانت به دست آورده بودند. در مرکز موصل اثری از کردها باقی نماند، در دشت‌های شنگال و زمار و ربیعه عرب‌های بیشتری اسکان داده شدند، و شروع به ایجاد شیوه‌های قدیمی مزدورپروری و جاسوسی در میان ساکنان مسیحی، ایزدی، شبک و تأمین مالی برخی نیروهای کردی وابسته به پ‌ک‌ک کردند.

در خصوص کرکوک، آوارگان جنگ داعش را تشویق کردند که کوپن خواروبار و شناسنامه خود را به شهر کرکوک منتقل کنند و در کرکوک اسکان داده شدند، طبق آخرین آمار ١١ محله جدید پس از اشغال مجدد کرکوک در ١٦ اکتبر ٢٠١٧ تا پایان سال ٢٠٢٤ برای عرب‌های وارداتی ساخته شده است، کسانی که در چارچوب ماده ١٤٠ قانون اساسی عراق غرامت دریافت کرده و کرکوک را تخلیه کرده بودند، بازگردانده شده‌اند، با همکاری، حمایت و دخالت مستقیم ارتش عراق، مراکز امنیتی و نظامی زمین‌ها و مزارع کشاورزی کردها را تصرف کرده‌اند، برخلاف قانون اساسی نباید پرچم کردستان برافراشته شود و زبان کردی در مراکز عالی آموزشی باقی نمانده است[8].

 

 

 

منابع:

١- خلیل اسماعیل محمد، مؤشرات سیاسة التعریب و التهجیر فی إقلیم کردستان العراق، مطبعة صلاح الدین، اربیل- ٢٠٠١.  

٢- مسعود بارزانی، البارزانی و حرکة التحریریة الکردیة (١٩٥٨- ١٩٦١).

٣- نوری الطالبانی، منطقة کرکوک و محاولات تغییر واقعها القومی، لندن، ١٩٩٥.

٤- خلیل اسماعیل محمد، البعد القومی للتغیرات الاداریة فی محافظة کرکوک، اربیل، ١٩٩٧.

٥- آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.

 

١- خلیل اسماعیل محمد، مؤشرات سیاسة التعریب و التهجیر فی إقلیم کردستان العراق، مطبعة صلاح الدین، اربیل- ٢٠٠١، ص١١٢

 

٢- نوری الطالبانی، منطقة کرکوک و محاولات تغییر واقعها القومی، لندن، ١٩٩٥، ص ص٤٠- ٤٢.

[3] - خلیل اسماعیل محمد، مؤشرات سیاسة التعریب و التهجیر فی إقلیم کردستان العراق، مطبعة صلاح الدین، اربیل- ٢٠٠١، ص١١٣.

٤ - مسعود بارزانی، البارزانی و حرکة التحریریة الکردیة (١٩٥٨- ١٩٦١)، ص١٢١.

٥- نوری الطالبانی، منطقة کرکوک و محاولات تغییر واقعها القومی، لندن، ١٩٩٥، ص٦٥.

٦- خلیل اسماعیل محمد، مؤشرات سیاسة التعریب و التهجیر فی إقلیم کردستان العراق، مطبعة صلاح الدین، اربیل- ٢٠٠١، ص ص١١٢- ١٢٦.

٧ - خلیل اسماعیل محمد، البعد القومی للتغیرات الاداریة فی محافظة کرکوک، اربیل، ١٩٩٧، ص ١١.

٨- آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.