زندگی‌نامه

محمدامین محمدعلی صالح سلیمان، معروف به حمه‌امین بگ، در ٢٤ ژوئیه ١٩٢٤ در شهر سلیمانیه به دنیا آمد، او از خانواده‌های سرشناس سلیمانیه است که از دیرین‌ترین خانواده‌های شهر سلیمانیه‌اند، در ٢٥ اکتبر ١٩٤٨ به عنوان کارمند موقت با درجه ناظر فنی در اداره (الاشغال العامة) استخدام شد، در ٢٧ مارس ١٩٤٩ به عنوان کارمند رسمی استخدام گردید.

در سال ١٩٥٣ مدرک کارشناسی ارشد خود را در مهندسی عمران از دانشگاه میشیگان ایالات متحده آمریکا کسب کرد، در سال ١٩٥٦ مدیر راه‌و‌ترابری عماره در جنوب عراق بود، در سال ١٩٥٩ عضو هیئت اجرایی سندیکای مهندسان عراقی بود، در ٢١ مه ١٩٥٨ به عنوان مهندس به اداره راه‌و‌ترابری حله منتقل شد، در ٤ اکتبر ١٩٥٨ به اداره راه‌و‌ترابری دیالی منتقل شد، در ١٢ سپتامبر ١٩٦١ به اداره کل مسکن در شهر بغداد منتقل شد، در ٢٧ اکتبر ١٩٦٣ استعفای خود را از کار تقدیم کرد، در ٢٦ مارس ١٩٦٧ با فرمان جمهوری به عنوان مدیرکل آبادانی و بازسازی شمال (اعمار و اعادة تنظیم الشمال) منصوب شد، در ماه نوامبر سال ١٩٦٧ عضو کمیته گزینش کارمندان برای وزارت امور شمال بود، در ٥ آوریل ١٩٦٩ درجه‌اش به رئیس مهندسین ارتقا یافت، در ١٨ اوت ١٩٧٠ با فرمان شورای فرماندهی انقلاب به عنوان مدیرکل در وزارت امور شمال در کابینه احمد حسن بکر (١٩١٤ـ١٩٨٢) منصوب شد، در ٣١ دسامبر ١٩٧٠ عضو کمیته عالی برنامه‌ریزی برای آبادانی و توسعه کردستان بود، در سال ١٩٧٢ سرپرستی ساخت سی هزار خانه را در جنوب کردستان برای خانواده‌های شهدا و پیشمرگه‌ها بر عهده داشت.

در سال ١٩٧٥ در اثر واژگونی خودرو هنگام گشت‌زنی به شدت مجروح شد، در سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب سپتامبر به عنوان پناهنده به پادشاهی ایران روی آورد، در سال ١٩٧٧ به منظور مداوای بیماری به شهر لندن رفت، در ٩ مه ١٩٧٩ در بیمارستانی در شهر لندن به دور از خانواده و میهن پس از مدتی طولانی رنج کشیدن از بیماری سرطان درگذشت و بنا به وصیت خودش جسدش به شهر سلیمانیه منتقل و در قبرستان گردی سەیوان شهر سلیمانیه به خاک سپرده شد، در ١٤ سپتامبر ١٩٨٠ حکم بازنشستگی وی صادر شد، او به زبان‌های کردی، عربی، انگلیسی و فارسی تسلط داشت.

مبارزات

در سال ١٩٤٩ به صفوف حزب پیوست، در دوران فعالیت علنی حزب دموکرات کردستان در دوران حاکمیت عبدالکریم قاسم (١٩١٤ـ١٩٦٣) نماینده حزب در سندیکای مهندسان عراقی بود، در سال ١٩٦٣ به صفوف نیروی پیشمرگه ملحق شد، در سال ١٩٦٣ به عضویت کمیته شعبه پنج درآمد، در سال ١٩٦٤ عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان شد کنگره ششم حزب دموکرات کردستان، در سال ١٩٦٤ عضو شورای فرماندهی انقلاب در کردستان عراق شد، در سال ١٩٦٤ عضو دفتر اجرایی (المكتب التنفیذي) شورای فرماندهی انقلاب در کردستان عراق شد، در پایان سال ١٩٦٥ به عنوان عضو دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان انتخاب شد، در ١٥ آوریل ١٩٦٧ به سرپرستی رئیس مصطفی بارزانی به عنوان عضو دفتر اجرایی شورای فرماندهی انقلاب در کردستان عراق در کنفرانس نظامی-سیاسی کانی سماق (اربیل) شرکت کرد.

در سال ١٩٧٠ نماینده کنگره هشتم حزب دموکرات کردستان بود، در ٢٩ سپتامبر ١٩٧١ در روستای حاجی عمران از توابع استان اربیل، شاهد سخنرانی رئیس مصطفی بارزانی (١٩٠٣ـ١٩٧٩) پس از عملیات انتحاری حکومت عراق برای ترور رئیس مصطفی بارزانی بود، در سال ١٩٧٢ به نمایندگی از کمیته شعبه پنج حزب دموکرات کردستان کاروان تشییع جنازه شیخ لطیف حفیدی را از شهر بغداد تا شهر سلیمانیه همراهی کرد، در سال ١٩٧٢ رئیس مصطفی بارزانی به نمایندگی از خود هیئتی از دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان را با همراهی صالح عبدالله نجم‌الدین (١٩١٨ـ١٩٨١) معروف به سیدا صالح یوسفی، مهندس نوری صدیق علی (١٩٢٢ـ١٩٨١) معروف به نوری شاوهیس و مهندس علی عبدالله امین به شهر سلیمانیه فرستاد تا در مراسم عزاداری لطیف محمود سعید معروف به شیخ لطیف حفید معاون اول حزب دموکرات کرد در سال ١٩٤٦ شرکت کنند.

در سال ١٩٧٣ از کادر کمیته شعبه پنج حزب دموکرات کردستان بود، در ٨ آوریل ١٩٧٣ به همراه انجمن دوستی عراق و شوروی به عنوان عضو این انجمن به شهر مسکو سفر کرد، در ٩ آوریل ١٩٧٣ در جشن سالگرد توافقنامه همکاری جمهوری عراق و اتحاد شوروی در شهر مسکو شرکت کرد و در سفر به جمهوری ازبکستان شوروی از مقامات آنجا بابت میزبانی‌شان از یاران مصطفی بارزانی تشکر کرد، در اوایل سال ١٩٧٤ برای بار دوم به صفوف نیروی پیشمرگه ملحق شد، در سال ١٩٧٤ با فرمان شورای فرماندهی انقلاب (مجلس قیادة الثورة) وابسته به حزب بعث عربی سوسیالیستی توسط مقامات جمهوری عراق تمام دارایی او و خانواده‌اش مصادره شد و به همراه گروهی دیگر از خانواده‌ها، فرزندان و همسرش در ٢٨ آوریل ١٩٧٤ به سمت مرز مناطق آزادشده رانده شدند، در ٢٤ مه ١٩٧٤ با فرمانی از شورای فرماندهی انقلاب به دلیل پیوستنش به صفوف انقلاب سپتامبر از کار برکنار شد، در سال ١٩٧٤ مسئول کمیته شعبه پنج بود. 

منابع:
  1. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.

  2. علی سنجاری، القضیة الكوردیة وحزب البعث العربي الأشتراكي في العراق، جلد سوم، (دهوک ـ انتشارات خانی ـ ٢٠١٢م)، ص ص ٣٥٦، ٣٦٩.

  3. فواد حمه‌ خورشید، ژنرال شریف پاشا، (بغداد ـ سازمان روشنفکری و انتشارات کردی ـ چاپخانه‌ی (دار الشؤون الثقافة العامة) ـ ٢٠٠٧م)، صص ٥ ـ ٦، ١٠ ـ ١١.

  4. حبیب محمد کریم، تأریخ الحزب الدیمقراطي الكوردستاني ـ العراق (في محطات رئیسیة) ١٩٤٦ ـ ١٩٩٣، (دهوک ـ چاپخانه‌ی خه‌بات ـ ١٩٩٨م)، صص ٩٢، ١٠٤.

  5. شکیب عقرایی، سنوات المحنة في کردستان أهم الحوادث السیاسیة والعسکریة في کوردستان والعراق من ١٩٥٨ الی ١٩٨٠، الطبعة الثانیة، (اربیل ـ چاپخانه‌ی مناره ـ ٢٠٠٧م)، ص ١٥٧.

  6. شعبان علی شعبان، هه‌ندێك زانیاری سیاسی و مێژوویی (مقداری اطلاعات سیاسی و تاریخی)، چاپ سوم، (اربیل ـ چاپخانه‌ی روژه‌ڵات ـ ٢٠١٣م)، صص ١١٣ ـ ١١٤.

  7. تصویر کتاب مدیریت کارهای عمومی، مدیریت عمران و بازسازی شمال، ١٠ سپتامبر ١٩٦٧م، ص ١.

  8. عصمت شریف وانلی، کردستان العراقیة هویة وطنیة (دراسة في ثورة ١٩٦١)، ترجمه‌ی سعاد محمد خضر، (سلیمانیه ـ مؤسسه‌ی ژین ـ چاپخانه‌ی شڤان ـ ٢٠١٢م)، ص ٣٢٦.

  9. علی سنجاری، القضیة الکوردیة وحزب البعث العربي الاشتراکی في العراق، بخش سوم، (دهوک ـ چاپخانه‌ی خانی ـ ٢٠١٢م)، ص ٣٦٩.

  10. محسن دزه‌یی، أحداث عاصرتها، بخش سوم، (اربیل ـ چاپخانه‌ی حاجی هاشم ـ ٢٠١٣م)، ص ١٧٥.

  11. محمد ملا قادر، خه‌باتنامه‌ کورته‌ مێژووی پارتی و کولتووری بارزانی نه‌مر (نامه‌ی مبارزاتی، تاریخ مختصر پارتی و فرهنگ بارزانی فقید)، چاپ دوم، (اربیل ـ سازمان چاپ و انتشارات ئاراس ـ ٢٠٠٧م)، صص ٢١، ٦٥.