عبدالله سلیمان عبدالرحمن در سال ١٩٢٠ در روستای بارزان از توابع ناحیه بارزان در شهرستان مێرگهسۆر در استان اربیل به دنیا آمد و در ٢١ ژوئن ١٩٣٢ به همراه خانوادهاش به جمهوری ترکیه آواره شد. پس از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی، در آنجا با بانویی به نام یوشکا ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر به نامهای ناجح، ناجی و آمینا شدند. عبدالله سلیمان در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرد و مدرک فنی خود را در رشته کشاورزی دریافت نمود. پس از بازگشت به کردستان، در سال ١٩٥٩ به عنوان کارمند در اداره کشاورزی بله استخدام شد. او به زبانهای کردی، عربی و روسی تسلط داشت و در سال ١٩٧٩ در شهر دیوانیه در جنوب عراق درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.
کارنامه مبارزاتیعبدالله سلیمان عبدالرحمن در سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در نبردها شرکت کرد. در ١٩ اوت ١٩٤٥ به حکم دادگاه عرفی نظامی عراق، تمام اموال منقول و غیرمنقول وی مصادره شد.
در ١١ اکتبر ١٩٤٥ و پس از شکست انقلاب دوم بارزان، همراه با مصطفی بارزانی و همرزمانش به شرق کردستان رفتند. پس از تاسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در چارچوب نیروی بارزان از جمهوری دفاع کرد.
پس از سقوط جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از شرق کردستان به جنوب کردستان، وی در جنگ نقده و جنگ اشنویه در شرق کردستان شرکت کرد. همچنین او جزو آن پیشمرگههایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق خواکورک و دشت برازگر و با عبور از خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.
پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ١٥ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسهای با همرزمانش برگزار کرد و آنها را در ماندن یا رفتن به سمت اتحاد جماهیر شوروی آزاد گذاشت. در آنجا همه همرزمان تصمیم به ادامه راه و رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی گرفتند و در ٢٣ مه ١٩٤٧، وی ژنرال مصطفی بارزانی را تا اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در جنگ گلی قطور و جنگ پل ماکو شرکت نمود و پس از سختی و رنج بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سمت شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمام همرزمانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع روباز که با سیم خاردار محصور شده بود، جای داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر غذا، پوشاک و تردد مانند اسیران جنگی با آنها رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی، آنها بین مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در تاریخ ٢٣ همان ماه، لباس نظامی به آنها داده شد و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان، روزانه هشت ساعت تمرین نظامی انجام دادند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، به آنها درسهای یادگیری زبان کردی داده میشد.
پس از برخورد بد جعفر باقروف با همرزمان، تصمیم گرفته شد که پادگان نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرینات نظامی ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ همراه با همرزمانش به صورت گروهی و دستهای با قطار در میان دهکدههای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت میگرفتند و بعد سهم دولت را میدادند) کار میکردند.
پس از تلاشهای بسیار و ارسال چندین نامه از سوی ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین رسید که در آن بارزانی از مشکلات همرزمان خود سخن میگفت و او نیز بیدرنگ دستور تشکیل کمیتهای را برای تحقیق در وضعیت همرزمان بارزانی صادر کرد و سرانجام تصمیم کمیته بر این شد که همه آنها در شهر وریویسکی جمع شوند، بنابراین نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی رفت.
پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و اجرای ماده (١١) با استناد به قانون اصلاحشده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و همرزمانش مشمول عفو عمومی شدند.
در سال ١٩٥٨ حکومت جمهوری در عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تشکیل شد، بنابراین نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
در سال ١٩٦١ پیشمرگه انقلاب ایلول شد و در نبردها شرکت کرد. در سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب ایلول توسط حکومت عراق به جنوب عراق تبعید شد.
منابع:١. حیدر فاروق السامرائي، ضیاء جعفر ودوره السیاسي و الاقتصادي في العراق، (لندن – دارالحكمة - ٢٠١٦م).
٢. شعبان علی شعبان، ههندێك زانیاری سیاسی و مێژوویی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژههلات - ٢٠١٣ز).
٣. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عهشیرهتی بارزان له نێوان ١٩٣١ - ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١ز).
٤. کاروان محمد مجید، بارزانییهكان له مههابادهوه بۆ سۆڤێت، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پهیوهند - ٢٠١١ز).
٥. مجله ههتاو، شماره ١٥٤، سال ششم، اربیل، چاپخانه کردستان، جمعه، ١٥ آوریل ١٩٥٩.
٦. له یادداشتی فهرماندهی شههید حهسۆ میرخان ژاژۆكی، ٦٢ رۆژ لهگهڵ بارزانی دا چوونی بارزانییهكان بۆ یهكێتی سۆڤێت، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبری - ١٩٩٧ز)، لیث
٧. مسعود بارزانی، بارزانی و بزوتنهوهی رزگاریخوازی كورد ١٩٣١ - ١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خهبات - ١٩٩٨ز).
٨. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.


