ظهور "خاندان بارزان" در عرصه سیاسی به نیمه دوم قرن نوزدهم برمی‌گردد؛ یعنی به زمانی که منطقه بارزان و کردستان جنوبی بخشی اشغال‌شده از امپراتوری عثمانی بودند. اندیشه رهایی‌بخش کرد و مبارزه در راه کردستان، نزد "خاندان بارزان"، به دست شیخ عبدالسلام اول آغاز شد و سپس به دست شیخ عبدالسلام دوم به نقطه عطف خود رسید، آن هم به دلیل وجود ظلم و ستم حاکمان عثمانی و تحمیل مالیات و باج‌های سنگین بر مردم. از آنجا که شیخ‌های بارزان رهبر و پیشرو مردم رنج‌دیده و فقیر منطقه بودند و آوازه عدالت اجتماعی‌شان پیچیده بود، تمامی مردم آن دیار شیخ‌های بارزان را رهبر و پیشوای خود می‌دانستند، آنان نیز وظیفه رهبری و هدایت انقلاب‌ها و خیزش‌ها را به عنوان مسئولیتی بر دوش خود نهادند و در این راه تاریخی درخشان را ثبت کردند.

ارتباط شیخ‌های بارزان با بیرون از خود و به‌ویژه با مراکزی که برای مقابله با ستم و بی‌عدالتی تلاش کرده‌اند، یکی از مبانی شیخ‌نشین بارزان بوده است، از همین رو رابطه خوبی میان شیخ‌های بارزان و خانواده نهری وجود داشته است، هنگامی که انقلاب شیخ عبیدالله شعله‌ور می‌شود، شیخ عبدالسلام اول از آن انقلاب حمایت می‌کند. این امر به دو دلیل بوده است: اول؛ برای اینکه به کردها کمک کنند. دوم؛ چون منطقه بارزان نیز به همان صورت تحت ظلم و ستم و باج و خراج عثمانی‌ها بود.

 عثمانی‌ها در ادامه سیاست پیشین خود در کردستان پافشاری می‌کنند و این بار شیخ عبدالسلام دوم علیه آنان می‌خیزد و قدرت خود را بر منطقه حاکم می‌کند. این هیمنه و قدرت شیخ عبدالسلام دوم از سوی عثمانی‌ها پذیرفته نیست و به همین دلیل به بارزان حمله می‌کنند، پس از چندین تلاش برای مقاومت، شیخ عبدالسلام به شکاک‌ها در کردستان شرقی پناه می‌برد، اما بعداً به دلیل خیانت به دست عثمانی‌ها می‌افتد و در سال 1914 به همراه سه تن از همراهانش حکم اعدام برایشان صادر می‌شود و با هم اعدام می‌شوند.

پس از اعدام شیخ عبدالسلام دوم، رهبری خاندان بارزان به دست برادرش شیخ احمد افتاد. زمانی که در سال 1918 دولت بیمار عثمانی از صفحه روزگار محو شد و انگلیسی‌ها عراق را اشغال کردند و دولت جدید مستقلی در آن ایجاد کردند، شیخ احمد که ادامه‌دهنده راه برادر بزرگترش بود، با تکیه بر همان اصول او، وجود قدرت و هیمنه انگلیسی‌ها و پیوستن به عراق را نپذیرفت، لذا به انقلاب‌ها و خیزش‌های بارزان ادامه داد و از سال 1919 وارد انقلاب و خیزش شد. انگلیس که خواهان وجود هیچ مانعی در برابر دولت جدید عراق نبود، در سال 1927، همراه با نیروهای عراقی وابسته به خود به شیخ احمد و منطقه بارزان حمله کردند. شیخ احمد با تکیه بر جنگجویان بارزانی، نه تنها به تنهایی در برابر انگلیس و ارتش عراق ایستاد، بلکه در سال 1931 برای کمک به انقلاب آرارات نیرویی را به کردستان شمالی نیز اعزام کرد. در همان سال، با کمک انگلیس، نیرویی عراقی و قبایل مخالف شیخ احمد، منطقه بارزان را محاصره کردند. شیخ احمد بارزانی فرماندهی دفاع از منطقه خود را به برادر کوچکش، یعنی ملا مصطفی بارزانی سپرد. ملا مصطفی بارزانی به عنوان رهبری جوان و کارآمد، بسیار شجاعانه و بی‌پروا با نیروها روبرو شد و توانست آنان را شکست دهد و در اولین تجربه مبارزات مسلحانه خود به پیروزی بزرگی دست یافت.

ریشه اندیشه استقلال‌خواهی خاندان بارزان از عمق آن حس ملی و کردپرورانه‌ای نشأت گرفته که همچون آتشی بر کوه‌های بارزان برافروختند و تاریک‌ترین گوشه کردستان را با آن روشن کردند. از آن خورشید درخشان پرچم‌مان سرچشمه گرفته که آنان به منظور رهایی مردم کرد از جور و ستم حاکمان عثمانی و پس از آن دولت‌های اشغالگر کردستان در معرض نسیم آزادی قرار دادند.

ملا مصطفی بارزانی در سال 1919 که هنوز در سن 16 سالگی بود توسط برادرش شیخ احمد به عنوان فرماندهی نیرویی به شهر سلیمانیه برای کمک به شیخ محمود حفید فرستاده می‌شود. در سن 28 سالگی و در اولین انقلاب بارزان در سال 1931 - 1932 توسط برادرش شیخ احمد فرماندهی نیرویی به دستش سپرده می‌شود برای مقابله با نیروهای عراق و آن قبایلی که با دولت عراق با پشتیبانی انگلیسی‌ها علیه بارزانی‌ها جنگیدند؛ در هر دو نبرد "برقی بگ" و "دولی واژی" توانست پیروزی بزرگی به دست آورد و نام و آوازه‌ای درخشان پیدا کرد. سپس به همراه برادرش شیخ احمد به کردستان شمالی پناه می‌برند و در سال 1936 توسط ترک‌ها به دولت عراق تحویل داده می‌شود. سپس برای گفتگو با متصرف به موصل می‌رود و در آنجا توسط دستگاه‌های آنان مسموم می‌شود، اما به طور معجزه‌آسایی نجات می‌یابد. پس از دستگیری‌شان، به شهرهای ناصریه، حله، دیوانیه، کرکوک و سپس سلیمانیه منتقل می‌شوند، تا سال 1943 در آن شهر می‌مانند، اما در فرصتی ملا مصطفی بارزانی به طور مخفیانه از کردستان شرقی به بارزان بازمی‌گردد و دولت عراق نیز به منظور دستگیری چندین بار دوباره به بارزان حمله می‌کند، اما بی‌فایده می‌ماند و در تمام رویارویی‌ها ملا مصطفی پیروز می‌شود و آوازه و هواداران بیشتری پیدا می‌کند. حتی حزب هیوا نیز از ملا مصطفی طرفداری و پشتیبانی می‌کند و برای اولین بار دولت عراق به ناچار با ملا مصطفی وارد مذاکره می‌شود. پس از این مذاکرات و در سال 1944 شیخ احمد بارزانی به بارزان بازمی‌گردد.

در سال 1945، بار دیگر جنگ میان نیروهای ملا مصطفی بارزانی و دولت عراق آغاز می‌شود و طبق معمول نیروهای دولتی عراق به سختی شکست می‌خورند و ملا مصطفی بارزانی و نیروهایش پیروز می‌شوند. در این سال چندین جنگ مشهور رخ داد که عبارتند از: جنگ نهله، پیرس، هاودیان، مزنه و هرن. در نهایت بار دیگر به دلیل حمایت هواپیماهای جنگی انگلیس و وضعیت منطقه‌ای و بین‌المللی پایان جنگ جهانی دوم، نیروهای عراق بر منطقه مسلط می‌شوند و شیخ احمد و ملا مصطفی تصمیم می‌گیرند که به سوی کردستان ایران حرکت کنند.

در 11/10/1945 ملا مصطفی بارزانی به همراه گروه بزرگی از یاران خود و خانواده‌های بارزانی به کردستان ایران می‌روند و در آنجا با حضور او، در تاریخ 22/1/1946 جمهوری کردستان به دست پیشوا قاضی محمد در مهاباد تاسیس می‌شود. در جمهوری کردستان به او درجه ژنرالی و فرماندهی ارتش کردستان اعطا می‌شود و بهترین و منظم‌ترین نیروی نظامی در جمهوری، نیروی ملا مصطفی بارزانی بود که مسئولیت اصلی حفاظت از جمهوری را بر عهده داشتند، همچنین جنگ‌های بزرگ بر دوش بارزانی‌ها بود و توانستند در چندین نبرد و رویارویی بر نیروهای ایران پیروز شوند.

پس از سقوط جمهوری کردستان در ماه ژانویه سال 1946 نیز ملا مصطفی بارزانی با نیروهای ایران روبه‌رو شد و تا سال 1947 به جنگ علیه آنان ادامه داد، سپس از میان نیروهای سه اشغالگر، راه رسیدن به اتحاد شوروی را برگزید و با همراهی 5١٨ نفر با یک طرح نظامی و چریکی دقیق از رودخانه ارس عبور کرد و توانست به خاک اتحاد شوروی برسد.

در 18/6/1947 بارزانی از رودخانه ارس عبور کرد و وارد خاک اتحاد شوروی شد. از اینجا مرحله‌ای جدید در زندگی بارزانی و بارزانی‌ها آغاز می‌شود و به آنها حق پناهندگی سیاسی داده می‌شود. در سال 1948 در کنفرانس باکو، رهبری سیاسی مشترک برای جنبش آزادی‌بخش کرد تعیین شد. پس از دیدن ناخوشی و جدایی پر از سختی و دشواری به دلیل سیاست‌های باقروف، بخشی از آنان به تحصیل و بخشی دیگر به کار کشاورزی مشغول می‌شوند. ملا مصطفی بارزانی نیز طبق پیشه همیشگی خود مشغول کارهای دیپلماتیک و دیدار و بازدید با مقامات عالی‌رتبه اتحاد شوروی می‌شود، در کنار این‌ها به تحصیل پرداخته و زبان روسی را آموخت.

پس از تغییر سیستم حکومتی در عراق از پادشاهی به جمهوری، وضعیت تمام عراق تغییر کرد و ملا مصطفی بارزانی چند ماه پس از انقلاب، در ٦ اکتبر ١٩٥٨ در استقبالی بی‌نظیر از سوی تمامی اقشار و لایه‌های جامعه عراق، به عنوان قهرمان ملی به خاک عراق بازگشت.

در 16/8/1946 در بغداد، "حزب دموکرات کرد" تاسیس شد که بعدها به حزب دموکرات کردستان تغییر نام یافت. علی‌رغم عدم حضور ملا مصطفی بارزانی در کنگره اول، اما توسط اعضای کنگره به عنوان رئیس حزب انتخاب شد. علاوه بر ریاست حزب، پس از بازگشت از اتحاد شوروی، ملا مصطفی بارزانی در تاریخ 11/9/1961 تا 6/3/1975، به مدت 14 سال رهبری انقلاب ایلول را بر عهده داشت که بزرگترین دستاورد این انقلاب عبارت بود از توافقنامه 11 مارس 1970 و دقیقا در زیر فشارهای همین انقلاب بود که دولت عراق حق خودمختاری را برای کردها در کردستان جنوبی به رسمیت شناخت. نکته بسیار برجسته و مهم در تاسیس حزب و خیزش انقلاب ایلول این است که همه کردها با رنگ و صدا و شیوه‌های مختلف، با تمام اقشار و لایه‌های کردستان، بدون تفاوت زیر چتر رهبری ملا مصطفی بارزانی گرد هم آمدند. در طول آن مدت، به جز برخی توطئه‌ها و موانع، کردها تا حد زیادی هم‌صدا و هم‌رنگ بودند، که این امر به کاریزمای ملا مصطفی در رهبری جنبش آزادی‌خواه کرد بازمی‌گشت.

در طول مدت 14 سال انقلاب ایلول، چندین جنگ بزرگ، فاجعه و رویداد ناخواسته، رویارویی و مذاکره میان رهبری انقلاب و دولت مرکزی رخ داد، مانند جنگ هندترین در 12/5/1966 و تلاش برای ترور ملا مصطفی بارزانی در 29/9/1971، بمباران قلادزه در 24/4/1974، توافقنامه آتش‌بس میان ملا مصطفی بارزانی و عبدالسلام عارف رئیس‌جمهور عراق در 10/2/1964، همچنین امضای توافقنامه آتش‌بس میان ملا مصطفی بارزانی و عبدالرحمن عارف رئیس‌جمهور عراق در 29/6/1966 و در نهایت امضای توافقنامه 11 مارس 1970 که شناسایی حق خودمختاری برای کردستان بود. این نخستین به رسمیت شناختن رسمی دولت عراق برای خودگردانی کردها در کردستان جنوبی بود، همچنین اولین شناسایی بخشی از حقوق کردها توسط یکی از کشورهای اشغالگر کردستان بود.

به دلیل منافع کشورهای منطقه‌ای با حمایت قدرت‌های بزرگ و به خاطر توافقنامه شوم الجزایر میان عراق و ایران با میانجیگری الجزایر، در 6/3/1975 انقلاب ایلول دچار شکست (نسکو) شد. از این رو برای اینکه زیان بزرگی به انسان کرد وارد نشود، ملا مصطفی بارزانی رضایت داد انقلاب خود را منحل کند. بدین ترتیب انقلاب ایلول به عنوان طولانی‌ترین انقلاب کرد در تاریخ معاصر پایان یافت.

پس از شکست انقلاب ایلول، ملا مصطفی بارزانی به سمت ایران رفت و سپس برای درمان پزشکی به آمریکا رفت. در آنجا تحت معاینه پزشکی قرار گرفت و مشخص شد که به بیماری سرطان مبتلا شده و بیماری تمام بدنش را فرا گرفته است، بنابراین میان زندگی و مرگ تنها باید منتظر زمان می‌ماند، بدین ترتیب تحت درمان باقی ماند تا اینکه در 1/3/1979، در سن 76 سالگی به طور کامل با زندگی وداع کرد و در شهر اشنویه در کردستان ایران به امانت به خاک سپرده شد. پس از قیام بهار 1991 در کردستان جنوبی، در 6/10/1993، پیکر ملا مصطفی بارزانی و ادریس بارزانی پسرش، با کاروانی باشکوه، از شهر اشنویه در کردستان ایران به کردستان جنوبی بازگردانده شدند و پس از استقبالی سراسری، با هم‌صدایی و هم‌رنگی از پنجوین، سلیمانیه، اربیل و دهوک به عنوان رهبری ملی در 8/10/1993 در خاک پدران و اجدادشان، در بارزان سرکش و گهواره مقاومت، برای همیشه به خاک سپرده شدند.

همان‌طور که این جنبش به دست شیخ عبدالسلام دوم آغاز شد و به دست ملا مصطفی بارزانی به اوج رسید، بی‌تردید پس از درگذشت او نیز این جنبش و مقاومت بارزان همچنان ادامه یافت. در 26/5/1976، بر اساس توصیه ملا مصطفی بارزانی، رهبری موقت حزب دموکرات کردستان تشکیل شد و به رهبری مسعود بارزانی و ادریس بارزانی انقلاب گولان شعله‌ور شد. اگرچه در 31/1/1987 ادریس مصطفی بارزانی، مهندس تأسیس و شکل‌گیری جبهه کردستانی، درگذشت، اما انقلاب متوقف نشد و مسعود بارزانی توانست رهبری جنبش را بر عهده بگیرد و پیروزی‌های بزرگی را ثبت کند، از برجسته‌ترین داستان‌های پیروزمندانه انقلاب گولان نیز، جنگ خواکورک بود که در 19/7/1988، با رهبری مستقیم رئیس مسعود بارزانی انجام شد. این جنگ به مدت 39 روز ادامه یافت و در نهایت با پیروزی نیروی پیشمرگه بر ارتش اشغالگر بعث به پایان رسید.

رئیس مسعود بارزانی از همان میان جبهه‌های این جنگ مژده تغییرات بزرگ منطقه را به گوش مردم کردستان رساند؛ دیری نپایید و چند سال پر از سختی و ناخوشی پس از این سخنان رئیس، در 5/3/1991 قیام مردم کردستان آغاز شد و تا 21/3/1991 بخش بزرگی از خاک کردستان از جمله کرکوک از دست رژیم بعث آزاد شد. در همان سال رئیس مسعود بارزانی در یک نشست مردمی در شهر کویه، تأکید کرد که لازم است کرد وارد روند دموکراسی شود و انتخابات برای حکمرانی مدنی کردستان برگزار گردد. چنین شد که در 19/5/1992 اولین انتخابات کردستان برگزار شد و پارلمان و حکومت اقلیم کردستان تأسیس شد. یکی از دستاوردهای مهم و بزرگ این پارلمان تصمیم‌گیری برای فدرالی بودن جنوب کردستان در 4/10/1992 بود. این نیز دستاورد بزرگی برای ملت کرد بود. این فدرالیسم در سطح کردستان ادامه یافت تا بعداً به الگویی برای عراق پس از رژیم بعث تبدیل شد. در سال 2005، در بند اول/ماده اول قانون اساسی عراق، به شکل رسمی سیستم فدرالی برای عراق تثبیت شد و به دست مبارزات بی‌وقفه کرد، عراق به دولتی فدرال تبدیل شد و مردم عراق نیز در 15/10/2005، در یک همه‌پرسی عمومی به این قانون اساسی رأی دادند.

با خوانش سیر رویدادها و تاریخ جنبش آزادی‌خواه کرد، می‌بینیم هر یک از ملا مصطفی بارزانی و رئیس مسعود بارزانی بر اساس دوره‌ها و مراحل مختلف مبارزات ملی‌شان خردمندانه با مطالبات ملی کرد برخورد کرده‌اند. ابتدای مطالبات عبارت بود از درخواست خودگردانی (حکومت ذاتی) که در توافق مارس 1970 عراق آن را به رسمیت شناخت؛ پس از قیام مطالبات به تأسیس سیستمی فدرالی تبدیل شد و در قانون اساسی جدید عراق تثبیت گشت. پس از این، مطالبه کرد به عنوان حقی مشروع به نقطه پایانی رسید که عبارت است از مرحله ساخت دولت. چنین بود که رئیس مسعود بارزانی به عنوان رئیس اقلیم کردستان، تصمیم گرفت در 25/9/2017 همه‌پرسی‌ای در داخل سراسر محدوده جغرافیایی جنوب کردستان برای ارزیابی تمایل به استقلال مردم جنوب کردستان برگزار کند. در تاریخ 7/6/2017 بیشتر جریان‌های سیاسی کردستان از تصمیم رئیس بارزانی حمایت کردند مبنی بر اینکه لازم است ملت کردستان درباره استقلال یا رد آن تصمیم بگیرد. بدین ترتیب در همان تاریخ تعیین‌شده همه‌پرسی کردستان برگزار شد و رأی (آری) برای استقلال کردستان با نسبت 92.73 % آرای مردم جنوب کردستان را به دست آورد و بدین ترتیب همه‌پرسی موفق شد و به سندی سیاسی و کارتی برنده در دست روی میز گفتگوها برای آینده کردستان تبدیل شد.

 

منابع
  1. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواه کرد 1931 ـ 1958، ج 1و2.
  2. سردار محمد عبدالرحمن و هوشیار محمدامین خوشناو، اطلس تاریخ جنبش آزادی‌خواه کردستان، ج1، اربیل، 2012.
  3. فریدون نوری، جنبش بارزانی، چاپ اول، مؤسسه آراس، اربیل، 2007.
  4. علاءالدین سجادی، انقلاب‌های کرد ـ کرد و جمهوری عراق از نظر متن اصلی قدیمی خود، چ1، انتشارات کردستان، سنندج، 1395 هجری شمسی.
  5. رفیق رحمان مام خول، مصطفی بارزانی نقش و موضع او در رویدادهای سیاسی 1958 ـ 1970، چ2، چاپخانه شهاب، 2013.
  6. صلوات گولیاموف، آریا القدیمه و کردستان الابدیه ـ الکرد من اقدم الشعوب، م : اسماعیل حصاف، ط1، مطبعه روژهلات، اربیل، 2011.