زندگی‌نامه

حسن ملامحمد در سال ١٩٢٥ در شهرستان میرگه‌سور از توابع استان اربیل به دنیا آمد. وی در اتحاد جماهیر شوروی با گالیه یعقوب موسی ازدواج کرد و صاحب پسری به نام علی شدند که در سال ١٩٥٢ به دنیا آمد. حسن ملامحمد در سال ١٩٥٩ به عنوان کارمند در اداره کشاورزی کرکوک استخدام شد و سپس به اداره کشاورزی اربیل منتقل گردید. وی در ٢٢ ژوئیه ٢٠٠٦ در میرگه‌سور درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.

سوابق مبارزاتی

در سال ١٩٤٣ او یکی از کسانی بود که توسط دولت عراق تحت تعقیب قرار داشت، زیرا وی در حال زمینه‌سازی برای آغاز انقلاب بارزان و بازگشت خانواده بارزانی به منطقه بارزان بود که در آن زمان تبعید شده و در سلیمانیه ساکن بودند. او در سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در ١٠ نوامبر همان سال در تصرف پاسگاه پلیس مزنێ مشارکت کرد. به همین دلیل در ١٩ اوت ١٩٤٥ به دستور دادگاه عرفی نظامی عراق، تمام اموال منقول و غیرمنقول وی مصادره شد.

در ١١ اکتبر ١٩٤٥ و پس از شکست انقلاب دوم بارزان، همراه با مصطفی بارزانی و یارانش به شرق کردستان رفتند. پس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در چارچوب نیروی بارزان از جمهوری دفاع کرد.

 در ٢٩ آوریل ١٩٤٦ در نبرد قاراوا در منطقه سقز شرکت کرد. همچنین او از جمله پیشمرگه‌هایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق (خواکورک و دشت برازگر) از خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.

 در ٢٣ مه ١٩٤٧ به همراه دو برادرش به نام‌های (محمد ملامحمد و رسول ملامحمد) ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد جماهیر شوروی همراهی کردند و در نبرد گلی قطور و نبرد پل ماکو شرکت نمودند و پس از سختی‌ها و مشقت‌های فراوان، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی واقع است، به سمت شوروی عبور کردند.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه همه یارانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع روباز که با سیم خاردار محصور شده بود، جای داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر غذا، پوشاک و رفت‌ و آمد با آنان همانند اسرای جنگی رفتار شد. سپس بنا به تصمیم دولت شوروی، آنان در مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به یک پادگان در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی به آنان داده شد و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی می‌دیدند. در همان حال، روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از یارانشان که سواد داشتند، به آنان درس‌های آموزش زبان کردی داده می‌شد.

پس از برخورد بد جعفر باقروف با یاران، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش‌های نظامی ادامه دادند.

در مارس ١٩٤٩ به همراه یارانش به صورت گروه‌ها و دسته‌های کوچک با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کولخوزها (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و سپس سهم دولت را می‌پرداختند) کار می‌کردند.

پس از تلاش‌های بسیار و ارسال نامه‌های متعدد توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین رسید که در آن بارزانی از رنج‌های یارانش می‌نوشت و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت یاران بارزانی را صادر کرد و سرانجام تصمیم کمیته بر این شد که همه آنان در شهر وریفیسکی گرد هم آیند، لذا نامبرده در نوامبر ١٩٥١ به شهر وریفیسکی در شوروی رفت.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و اجرای ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح شده شماره ١٩ سال ١٩٥٩، او و یارانش مشمول عفو عمومی شدند.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد و نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه یارانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. 

حسن ملامحمد در انقلاب ایلول شرکت کرد و در نبردهای زوزک، هندرین (١٩٦٦) و سری آکره شرکت داشت. در سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب ایلول به عنوان پناهنده به ایران رفت و در سال ١٩٩٨ به کردستان بازگشت.

منابع:
  1. آرشیو هیئت دائره‌المعارف حزب دموکرات کردستان.
  2. حمید گردی، پوخته‌ی مێژوونامه‌ (خلاصه تاریخ‌نامه)، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).
  3. حیدر فاروق السامرائي، ضیاء جعفر ودوره‌ السیاسي و الاقتصادي في العراق، (لندن – دارالحكمة - ٢٠١٦م).
  4. صالح یوسف صوفی، کرونولوژی کردستان و جهان، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣م).
  5. صالح یوسف صوفی، کرونولوژی کردستان و جهان، چاپ اول، جلد سوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣م).
  6. عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٢م).
  7. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان بین ١٩٣١-١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١م).
  8. عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیای اربیل، (اربیل - انتشارات آکادمی کردی - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٥م).
  9. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پیوند - ٢٠١١م).
  10. در یادداشت فرمانده شهید حه‌سو میرخان ژاژۆکی، ٦٢ روز همراه با بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنفکری - ١٩٩٧م).
  11. لیث عبدالمحسن جواد الزبیدي، ثورة ١٤ تموز ١٩٥٨ في العراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - ١٩٧٩م).
  12. محمدامین میرخان میرگه‌سوری مبارزی شورش‌های بارزان و مدافع جمهوری کردستان و قهرمان جریان عزیمت به روسیه و رهبر انقلاب بزرگ ایلول، مجله پیام ایلول، ارگان انجمن معلمان انقلاب ایلول، شماره ٢٠، اربیل، چاپخانه وزارت آموزش و پرورش، مارس ٢٠١١م.
  13. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨م).
  14. نجف‌قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦م).
  15.  
  16.