زندگی‌نامه

حسو ملا، در سال ١٩٢٠ در روستای واژی وابسته به ناحیه پیران در شهرستان مرگه‌سور در استان اربیل به دنیا آمد، در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرد و مدرک مؤسسه در رشته کشاورزی را دریافت نمود، همان‌جا در اتحاد جماهیر شوروی زندگی مشترک خود را با امشیر سید جلیلوف تشکیل داد. حسو ملا به زبان‌های کردی، فارسی و روسی تسلط داشت، در ١١ ژوئن ٢٠١١ در روستای واژی درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.

کارنامه مبارزاتی

در ١١ اکتبر ١٩٤٥ و پس از شکست دومین انقلاب بارزان، به همراه خانواده‌اش به شرق کردستان رفتند. پس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در چارچوب نیروی بارزان از جمهوری دفاع کرد و در جنگ‌های جبهه سقز شرکت داشت.

پس از فروپاشی جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از شرق کردستان، او از جمله پیشمرگه‌هایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٧٤ از طریق (خواکورک و دشت برازگر) از خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.

پس از بازگشتشان، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسه‌ای با همرزمانش برگزار کرد و آن‌ها را در انتخاب میان ماندن یا رفتن به اتحاد جماهیر شوروی آزاد گذاشت، در آنجا تمامی همرزمانش تصمیم به ادامه مسیر و حرکت به سوی اتحاد جماهیر شوروی گرفتند، در ٢٣ مه ١٩٤٧ همراهی ژنرال مصطفی بارزانی را کرد و به سوی اتحاد جماهیر شوروی رفت و در جنگ گلی قطور و جنگ پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و مشقت فراوان، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همرزمانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک اردوگاه سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، نگهداری شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر غذا، پوشاک و تردد مانند اسرای جنگی با آنان برخورد می‌شد. سپس بنا بر تصمیم دولت شوروی در مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان توزیع شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی دریافت کردند و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت تمرینات نظامی انجام دادند. در همان حال، روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، درس‌های یادگیری زبان کردی به آن‌ها داده می‌شد.

پس از رفتار بد جعفر باقروف با همرزمان، تصمیم گرفته شد اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرینات نظامی ادامه دادند.

در مارس ١٩٤٩ به همراه همرزمانش به صورت دسته‌جمعی با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوزها (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و سپس سهم دولت را می‌پرداختند) کار می‌کردند.

پس از تلاشی فراوان و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین می‌رسد که در آن بارزانی از دردسرهای همرزمانش می‌گوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی را صادر می‌کند و در نهایت تصمیم کمیته بر این می‌شود که همگی در شهر وریویسکی جمع شوند، به همین دلیل نامبرده در نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی می‌رود.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. 

 در سال ١٩٦١ در انقلاب ایلول شرکت کرد و در جنگ‌ها حضور داشت، در سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب ایلول به عنوان پناهنده راهی ایران شد، در سال ١٩٧٦ در انقلاب گولان شرکت کرد و در جنگ‌ها حضور داشت. در سال ٢٠٠٠ به کردستان بازگشت.

منابع:
  1. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.
  2. حمید گردی، چکیده تاریخ‌نامه، چاپ اول، (اربیل - مؤسسه چاپ و نشر آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).
  3. شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٣م).
  4. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان میان ١٩٣١- ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١م).
  5. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه په یون - ٢٠١١م).
  6. مجله هتاو، شماره ١٥٤، سال ششم، اربیل، چاپخانه کردستان، جمعه، ١٥ آوریل ١٩٥٩.
  7. در یادداشت فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز همراه بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ١٩٩٧م).
  8. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش رهایی‌بخش کرد ١٩٣١- ١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨م).
  9. نجف‌قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦م).