زندگینامه

حسین میرخان غزالی، مشهور به حسو میرخان ژاژوکی، در سال ١٩٣٢ در روستای ژاژوکی وابسته به ناحیه گوره‌تو در شهرستان مێرگه‌سور در استان اربیل متولد شد. میرخان غزالی پدرش در سال ١٩٣٢ در اولین انقلاب بارزانی شرکت کرده است. حسو میرخان در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرده و در سال ١٩٥٩ توانست مدرک دیپلم را در رشته کشاورزی دریافت کند و همان سال پس از بازگشت از اتحاد جماهیر شوروی به عنوان کارمند در اداره کشاورزی موصل استخدام شد، به زبان‌های کردی، فارسی، عربی و روسی تسلط داشت.

کارنامه مبارزاتی

در ١١ اکتبر ١٩٤٥ پس از شکست دومین انقلاب بارزان، به همراه خانواده‌اش به روژهلات کردستان (کردستان ایران) رفت، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروی بارزان وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیشمرگه بوده و در جنگ‌های جبهه سقز در جمهوری دموکراتیک کردستان شرکت کرده است، پس از شکست جمهوری از آن پیشمرگه‌هایی بوده که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق خواکورک و دشت برازگر و از راه خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشته است.

پس از بازگشتشان، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسه‌ای با یارانش برگزار می‌کند و آن‌ها را در ماندن یا رفتن به سمت اتحاد جماهیر شوروی مخیر می‌کند، در آنجا تمامی یاران تصمیم به ادامه راه و رفتن به سمت اتحاد جماهیر شوروی می‌گیرند، در ٢٣ مه ١٩٤٧ همراهی ژنرال مصطفی بارزانی را به سمت اتحاد جماهیر شوروی کرده و در جنگ قلی قتور و جنگ پل ماکو شرکت کرده و پس از سختی و خستگی زیاد، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ در رود ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سمت شوروی عبور کرده است.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی یارانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک کمپ سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار داده شدند و توسط گروهی از سربازان از آن‌ها نگهبانی می‌شد و از نظر خوراک و پوشاک و تردد مانند اسرای جنگی با آن‌ها رفتار شد. سپس به دستور دولت شوروی در مناطق آغدام و لاچین و آیل‌اخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی به آن‌ها داده شد و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت تمرین نظامی انجام می‌دادند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از یارانشان که سواد داشتند، دروس یادگیری زبان کردی به آن‌ها آموزش داده می‌شد.

پس از بدرفتاری جعفر باقروف با یاران، تصمیم گرفته می‌شود کمپ نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به کمپ چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرین نظامی ادامه می‌دهند.

در مارس ١٩٤٩ به همراه یارانش به صورت گروه‌ها و دسته‌ها با قطار در روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزرعه‌های کلخوز (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و سپس سهم دولت را می‌دادند) کار می‌کردند.

پس از تلاش زیاد و فرستادن چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین می‌رسد که در آن بارزانی از سختی‌های یاران خود سخن می‌گوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت یاران بارزانی صادر می‌کند و سرانجام تصمیم کمیته این می‌شود که همگی در شهر وریویسکی جمع شوند، بنابراین نامبرده در نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی می‌رود.

سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس می‌شود، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه یارانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. 

 سال ١٩٦١ در انقلاب ایلول شرکت کرده، در دسامبر آن سال به فرماندهی محور سری سیرک و تنیرکا منصوب شده، در سال‌های ١٩٦١ و ١٩٦٢ در بیشتر جنگ‌های منطقه بادینان شرکت داشته، در ٢١ اکتبر ١٩٦١ همراه ملامصطفی بارزانی بوده برای سازماندهی نیروهای پیشمرگه در روستای سینا منطقه نیروه، از ٧ تا ١٢ دسامبر همان سال در جنگ گلی زاویت در محور سوم شرکت داشته است. سال ١٩٦٣ فرمانده نیرو بوده در منطقه مزوریان، در ١٤ در ١٥ ژوئن در جنگ سری آکره شرکت داشته و سرقول بوده و در آن جنگ مجروح شده است. در ٤ اکتبر ١٩٦٤ برای سازماندهی نیروهای پیشمرگه به عنوان فرمانده نیروی کاوه در منطقه پشدر که وابسته به لشکر دو اربیل بود منصوب شد، سال ١٩٦٩ در جنگ دلی شهیدان شرکت داشته است.

 در ٣ نوامبر ١٩٧١ به دستور احمد حسن بکر رئیس شورای فرماندهی انقلاب درجه نقیب پلیس موقت به او داده شد و به فرماندهی هنگ دوازدهم پاسداران مرزی در قلادزه منصوب شد، سال ١٩٧٤ به مسئولیت قبلی خود که فرمانده نیروی کاوه در قلادزه بود بازگشت.

 سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب ایلول به عنوان پناهنده به پادشاهی ایران می‌رود و در مجتمع ربت در منطقه سردشت ساکن می‌شود، سپس به مدت دو ماه به مجتمع زیوه و یک ماه در مجتمع جهرم و چهار سال در شهر یزد ساکن می‌شود، اما پس از پیروزی انقلاب مردم ایران در سال ١٩٧٩ به روژهلات کردستان باز می‌گردد و در شهر نقده ساکن می‌شود، همان سال در انقلاب گولان شرکت کرده و فرمانده نیرو بوده است.

 در ١١ نوامبر ١٩٨٠ در جنگ حاجی عمران شرکت کرده و در این جنگ مجروح شده است، سپس به منطقه پشدر و بیتوین رفت، سال ١٩٨٣ در جنگ دلی شهیدان شرکت داشته، در ١ سپتامبر همان سال در جنگ قندیل شرکت داشته و در آن جنگ در منطقه قرناقا و پشت آشان شهید شده است.

منابع:
  1. آرشیو مرکز دایره‌المعارف حزب دموکرات کردستان.
  2. طاهر خورکی، داستان گلی زاویت در انقلاب بزرگ ایلول به رهبری و مشارکت (بارزانی نمیر) در دسامبر سال ١٩٦١، مجله صدای پیشمرگه، ارگان دفتر کل تشکیلات پیشمرگه، شماره ١٢٧، اکتبر ٢٠٠٨ م.
  3. جلال خضر اسماعیل، آن پیشمرگه‌ای که با ١٠٠ دینار و ٦ تفنگ توسط (بارزانی جاویدان) مورد تشویق قرار گرفت، مجله پیام ایلول، ارگان جمعیت معلمان انقلاب ایلول، شماره ٦، اربیل، چاپخانه وزارت آموزش و پرورش، اکتبر ٢٠٠٨م.
  4. حامید گوهری، مدال بارزانی بالاترین نشان افتخار، جلد اول، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٥م).
  5. حمید گردی، چکیده تاریخ‌نامه، چاپ اول، (اربیل - موسسه چاپ و نشر آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).
  6. رائد خدر عبدالله دباغ، خاطرات من و توپخانه انقلاب بزرگ ایلول-کردستان عراق، جلد دوم، (اربیل - چاپخانه روشنبری - ٢٠٠٣م).
  7. سفر یوسف میرخان، بنیان‌گذاران کردستان امروز، (اربیل - مدیریت کل کتابخانه‌های عمومی - ٢٠١٠م).
  8. صالح یوسف صوفی، گاه‌شماری کردستان و جهان، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - چاپخانه استان دهوک - ٢٠١٣م).
  9. عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٢م).
  10. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان بین سال‌های ١٩٣١ - ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١م).
  11. عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیای اربیل، (اربیل - انتشارات فرهنگستان کردی - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٥م).
  12. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پەیوەند - ٢٠١١م).
  13. مجله هتاو، شماره ١٥٤، سال ششم، اربیل، چاپخانه کردستان، جمعه، ١٥ آوریل ١٩٥٩.
  14. در یادداشت فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز همراه با بارزانی در سفر بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبری - ١٩٩٧م).
  15. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٣١- ١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨م).
  16. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٦١- ١٩٧٥، جلد سوم، بخش اول، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).
  17. یوسف صبری و دلووان مصطفی، برای آزادی یا وطن، بخش اول، (دهوک - چاپخانه خانی - ٢٠١٢م).
  18. یوسف عبدالقادر، برای شهید فرمانده حسو میرخان ژاژوکی، مجله صدای پیشمرگه، شماره ١٥٤، ژانویه ٢٠١١م.