صادق سلیمان عثمان، در سال ١٩١٥ در روستای بارزان از توابع ناحیه بارزان در شهرستان ميرگهسور در استان اربیل به دنیا آمد. وی پیش از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی متأهل بود و نام همسرش منیژه ملکو بود و دختری به نام گول صادق داشتند. وی در ٢٢ ژوئن ١٩٦٠ بر اثر سانحه رانندگی درگذشت.
کارنامه مبارزاتیدر ٢٣ مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در نبرد گلی قطور و نبرد پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی واقع است، به سوی شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همرزمانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع روباز که با سیم خاردار محصور شده بود، جای داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر غذا، پوشاک و تردد، با آنان مانند اسرای جنگی رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی میان مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه به آنها لباس نظامی داده شد و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان، روزانه هشت ساعت تمرینات نظامی انجام میدادند. در همان زمان، روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، به آنها درسهای یادگیری زبان کردی داده میشد.
پس از بدرفتاری جعفر باقروف با همرزمان بارزانی، تصمیم گرفته شد که کمپ نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرینات نظامی ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه همرزمانش به صورت دستهبندی شده با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوزها (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهم دولت را میپرداختند) کار میکردند.
پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی از مشکلات همرزمان خود میگوید و او نیز بیدرنگ دستور تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی را صادر میکند و در نهایت تصمیم کمیته این میشود که همه آنها در شهر وریفیسکی گرد هم آیند، به همین دلیل وی در نوامبر ١٩٥١ به شهر وریفیسکی در شوروی میرود.
پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و اجرای ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، وی و همرزمانش مشمول عفو عمومی شدند.
در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد و وی در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
منابع:-
آرشیو هیئت دائرهالمعارف حزب دموکرات کردستان
-
حمید گردی، پوختهی مێژوونامه (خلاصه تاریخنامه)، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).
-
حمید گردی، رۆژی كوردی له مێژوودا (روز کردی در تاریخ)، چاپ اول، (اربیل - مدیریت چاپخانه فرهنگ - ٢٠٠٥م).
-
شعبان علی شعبان، ههندێك زانیاری سیاسی و مێژوویی (برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی)، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٣م).
-
کاروان محمد مجید، بارزانییهكان له مههابادهوه بۆ سۆڤێت (بارزانیها از مهاباد تا شوروی)، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پهیوند - ٢٠١١م).
-
در یادداشت فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز با بارزانی، رفتن بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه فرهنگ - ١٩٩٧م).
-
لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة ١٤ تموز ١٩٥٨ في العراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - ١٩٧٩م).
-
مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش رهاییبخش کرد ١٩٣١ - ١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨م).
-
مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش رهاییبخش کرد ١٩٣١ - ١٩٥٨، جلد اول، (اربیل - چاپخانه نادیار - ٢٠١٢م).
-
نجف قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ترجمه شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦م).


