میرو چیچو چاوشین در سال ١٩٢٢ در روستای بیدارون از توابع ناحیه شیروان مزن در شهرستان مرگه سور استان اربیل متولد شد، پس از آغاز اولین انقلاب بارزان در کردستان جنوبی در سال (١٩٣١- ١٩٣٢) در ده سالگی همراه با خانوادهاش به کشور ترکیه آواره شد. در سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب ایلول به کشور ایران آواره شد. در سال ٢٠١٩ درگذشت.
کارنامه مبارزاتیدر سال ١٩٤٣ و پس از بازگشت ملامصطفی بارزانی از سلیمانیه به منطقه بارزان و آغاز انقلاب دوم بارزان (١٩٤٣- ١٩٤٥)، به صفوف لشکر انقلابی پیوست و در جنگهای تصرف پاسگاههای پلیس در منطقه بارزان شرکت کرد. در سال ١٩٤٥ و پس از شکست انقلاب، همراه با جنگجویان و خانوادههای بارزانی به کردستان شرقی (ایران) آواره شد و پس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد در اوایل سال ١٩٤٦، در نیروی بارزان به پیشمرگه جمهوری تبدیل شد و پس از سقوط جمهوری دموکراتیک کردستان در ماه دسامبر سال ١٩٤٦، همراه با لشکر انقلابی بارزان به فرماندهی ژنرال مصطفی بارزانی پس از چندین جنگ و نبرد علیه ارتش شاهنشاهی ایران، از منطقه نازدارداغ در سهراهی مرزی ایران-عراق-ترکیه به کردستان جنوبی بازگشت و در صفوف لشکر در منطقه ایل مزوری مستقر شد.
در تاریخ ٦ ماه مه سال ١٩٤٧ و پس از تصمیم تاریخی ژنرال مصطفی بارزانی در نشست ارگوش، مبنی بر تسلیم نشدن به حکومت عراق و حرکت به سوی اتحاد شوروی، همراه با لشکر انقلابی بارزان با بیش از پانصد جنگجو و به رهبری ژنرال مصطفی بارزانی تصمیم به رفتن گرفت و به یکی از همراهان بارزانی به اتحاد شوروی تبدیل شد. در طول ٢٨ روز پیادهروی مداوم در میان سختیها و طبیعت مسیر و رویارویی نظامی با ارتش سه کشور عراق، ترکیه و ایران و پس از پیروزیشان در جنگ مشهور دشت شوت و عبور از پل قزلداغ ماکو، سرانجام در تاریخ ١٨ ماه ژوئن همراه با جنگجویان بارزانی از رود ارس و مرز اتحاد شوروی عبور کرد.
پس از عبور از مرز، توسط شورویها به همراه تمامی جنگجویان بارزانی به عنوان اسیر جنگی به شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان منتقل شد. پس از آنکه مسکو تصمیم گرفت بارزانیها را به عنوان پناهنده بپذیرد و پس از توافق ژنرال مصطفی بارزانی و جعفر باقروف رئیسجمهور آذربایجان، به همراه تمامی جنگجویان بارزانی به پادگانی در کنار دریای خزر در نزدیکی باکو پایتخت آذربایجان منتقل شد و توسط افسران آذربایجانی تحت تمرینات فشرده نظامی قرار گرفت و همانجا دروس آموزش نوشتن و خواندن زبان کردی توسط افسران کرد به آنها تدریس شد.
پس از تیره شدن روابط میان ژنرال مصطفی بارزانی و جعفر باقروف و آشکار شدن نیت بد و بدگمانی باقروف نسبت به بارزانیها، به همراه تمامی جنگجویان بارزانی در تاریخ ٢٩ ماه اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در جمهوری ازبکستان منتقل شد و در آنجا نیز برای بار دوم به صورت موقت تحت تمرینات نظامی قرار گرفت.
در ماه مارس سال ١٩٤٩ پس از توطئههای باقروف و بریا دستیار استالین، جنگجویان بارزانی از یکدیگر جدا شدند و با قطار دستهدسته در روستاها و مزارع کلخوز و تعاونیهای جمهوری ازبکستان پخش شدند و برای تأمین معاش خود همانند اسرای آلمانی به بیگاری و کارهای سخت روزانه گماشته شدند.
پس از تلاشهای بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال مصطفی بارزانی به کاخ کرملین و مقامات اتحاد شوروی، سرانجام نامهای از بارزانی به دست استالین رئیس اتحاد شوروی رسید. پس از رسیدن نامه بارزانی، توسط استالین دستور تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت بارزانیها صادر شد و سرانجام برای یک بار دیگر و در سال ١٩٥١ تمامی بارزانیها گرد هم آمدند و در شهر وریفسکی در کنار دریای سیاه در جنوب روسیه امروزی اسکان داده شدند.
پس از ١١ سال ماندن در اتحاد شوروی، در سال ١٩٥٨ رژیم پادشاهی در عراق سرنگون شد و سیستم اداره کشور به جمهوری به ریاست عبدالکریم قاسم تغییر یافت و قدرت را در عراق به دست گرفتند، با به قدرت رسیدن جمهوریخواهان راه بازگشت بارزانیها از اتحاد شوروی باز شد و در تاریخ ١٦ ماه آوریل ١٩٥٩ به همراه تمامی جنگجویان بارزانی با کشتی گروزیا و از طریق بندر شهر بصره به کردستان جنوبی بازگشت.
سال ١٩٦١ و پس از تیرگی روابط میان بارزانی و عبدالکریم قاسم و خلف وعده حکومت در قبال قولهایی که به کردها داده بود، انقلاب ملت کرد دوباره آغاز شد و میرو چیچو چاوشین به صفوف نیروی پیشمرگه پیوست و در جنگها شرکت کرد. پس از شکست انقلاب ایلول به کشور ایران آواره شد و در سال ١٩٩٨ به کردستان بازگشت.
منابع:١-مجله دنگی پیشمرگه، شماره ٤٣، ٣١ ژوئیه ٢٠٠١، مصاحبه مقداد شاسواری با پیشمرگه پیشکسوت میرو چیچو چاوشین، ص ٢٣-٢٤.
٢-شوکت شیخ یزدین، یوبیل طلایی پیشمرگه، (پیرمام - چاپخانه خبات - ١٩٩٦م)، ص ١٦، ٣٥.
٣-آرشیو هیئت دانشنامه پارتی دموکرات کردستان.


