حسین بکر بگ حالی، در سال ١٩٢٠ در روستای باپشتیان از توابع بخش دیانا در شهرستان سوران در استان اربیل متولد شد. پیش از عزیمت به اتحاد شوروی ازدواج کرده بود و همسرش عایشه خان صدیق صالح نام داشت و دو دختر به نامهای فخریه حسین که در سال ١٩٣٧ متولد شد و سارا حسین که در سال ١٩٤٠ متولد شد، داشتند. حسین بکر بگ در سال ١٩٤٩ در اتحاد شوروی درگذشت.
کارنامه مبارزاتیدر ١١ اکتبر ١٩٤٥ و پس از شکست انقلاب دوم بارزان، همراه با مصطفی بارزانی و یارانش به شرق کردستان عبور کردند. پس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در چارچوب نیروی بارزان از جمهوری دفاع کرد و در جنگهای جبهه سقز شرکت داشت.
پس از شکست جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از شرق کردستان به جنوب کردستان، در جنگ نقده و جنگ اشنویه در شرق کردستان شرکت کرد، همچنین از جمله پیشمرگههایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق (خواکورک و دشت برازگر) از خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.
پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسهای با یارانش تشکیل داد و آنها را در ماندن یا رفتن به سوی اتحاد شوروی مخیر کرد، در آنجا تمامی یاران تصمیم به ادامه راه و رفتن به سوی اتحاد شوروی گرفتند، در ٢٣ مه ١٩٤٧ همراهی ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد شوروی انجام داد و در جنگ گلی قطور و جنگ پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و رنج بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز ایران و اتحاد شوروی واقع است، به سوی شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی یارانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک اردوگاه سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار داده شدند و توسط گروهی سرباز از آنها نگهبانی میشد و از نظر خوراک، پوشاک و تردد، مانند اسیر جنگی با آنها رفتار شد. سپس بر اساس تصمیم دولت شوروی در مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی دریافت کردند و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت تمرین نظامی انجام میدادند. در عین حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از یارانشان که سواد داشتند، دروس یادگیری زبان کردی به آنها آموخته میشد.
پس از رفتار بد جعفر باقروف با یاران، تصمیم گرفته شد اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به اردوگاه چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرینات نظامی ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه یارانش به صورت دسته و گروه با قطار در میان روستاهای اشتراکی اتحاد شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و بعد سهم دولت را میدادند) کار میکردند.
منابع:-
آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان
- حمید گردی، چکیده تاریخنامه، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).
- شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٣م).
- شوکت شیخ یزدین، یوبیل زرین پیشمرگه، (پیرمام - چاپخانه خبات - ١٩٩٦م).
- عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٢م).
- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان بین سالهای ١٩٣١-١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١م).
- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه په یوند - ٢٠١١م).
- در یادداشت فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز همراه بارزانی، رفتن بارزانیها به اتحاد شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ١٩٩٧م).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش رهاییبخش کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨م).
- نجف قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ترجمه شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل زرین حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦م).


