زندگی‌نامه

در سال ١٨٩٠ در روستای شنگیل از توابع ناحیه بارزان در شهرستان مِیرگه‌سور در استان اربیل به دنیا آمد. در سال ١٩١٤ همراه با شیخ عبدالسلام بارزانی در زندان بود، اما به دلیل خردسالی آزاد شد. پس از شکست انقلاب اول بارزان که شیخ احمد بارزانی و شمار زیادی از خانواده‌های بارزانی به کردستان ترکیه پناه بردند، او نیز در ٢١ ژوئن ١٩٣٢ همراه خانواده‌اش به جمهوری ترکیه آواره شد که در آن زمان تنها یک سال داشت. اما پس از آنکه در سال ١٩٣٣ مقامات ترک، شیخ احمد بارزانی را به حکومت عراق تحویل دادند، خانواده او نیز مانند تمامی خانواده‌هایی که با شیخ احمد به کردستان ترکیه آواره شده بودند، به کردستان عراق بازگشتند. پیش از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی متأهل بود و نام همسرش الماس سلیم بود. در تاریخ ٣١ ژوئیه ١٩٨٣ در عملیات انفال بارزانی‌ها توسط حکومت عراق در مجتمع قوشتپه دو پسرش به نام‌های حاتم (١٩٦٣-١٩٨٣) و حسکو (١٩٦٨-١٩٨٣) مفقود شدند. سال ١٩٨٧ در روستای گوره‌تو درگذشت.

سوابق مبارزاتی

چیچو حاتم شمِدین، پس از شعله‌ور شدن انقلاب دوم بارزان در سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب پیوست. به همین دلیل در ١٩ اوت ١٩٤٥ به دستور دادگاه عرفی نظامی، تمامی اموال منقول و غیرمنقول وی مصادره شد.

در ١١ اکتبر ١٩٤٥ و پس از شکست انقلاب دوم بارزان، همراه با مصطفی بارزانی و همرزمانش به کردستان ایران (روژهلات) عبور کرد. پس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در چارچوب نیروی بارزان از جمهوری دفاع کرد.

پس از سقوط جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از کردستان ایران به کردستان عراق، در جنگ نقده و جنگ اشنویه در کردستان ایران شرکت کرد. همچنین از آن دسته پیشمرگه‌هایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق (خواکورک و دشت برازگر) از خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.

پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسه‌ای با همرزمانش برگزار کرد و آن‌ها را در ماندن یا رفتن به اتحاد جماهیر شوروی مختار گذاشت. در آنجا تمامی همرزمان تصمیم به ادامه مسیر و رفتن به اتحاد جماهیر شوروی گرفتند. در ٢٣ مه ١٩٤٧ همراهی ژنرال مصطفی بارزانی را به سمت اتحاد جماهیر شوروی بر عهده داشت و در جنگ گلی قطور و جنگ پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ در رودخانه ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سمت شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ همراه با تمامی همرزمانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک اردوگاه سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار گرفتند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر غذا، پوشاک و تردد مانند اسرای جنگی با آن‌ها رفتار شد. سپس بر اساس تصمیم حکومت شوروی در مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به اردوگاهی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی به آن‌ها داده شد و تحت نظر افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در عین حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، درس‌های یادگیری زبان کردی به آن‌ها داده می‌شد.

پس از برخورد بد جعفر باقروف با همرزمان، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه دادند.

در مارس ١٩٤٩ همراه با همرزمانش به صورت دسته‌بندی شده با قطار در میان روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کولخوزها (زمین‌هایی که مردم از حکومت اجاره می‌کردند و سپس سهم حکومت را می‌دادند) کار می‌کردند.

پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی برای استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین رسید که در آن بارزانی از دردسرهای همرزمانش سخن می‌گفت و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی را صادر کرد و در نهایت تصمیم کمیته بر این شد که همه آن‌ها در شهر ورِویسکی جمع شوند، لذا نامبرده در نوامبر ١٩٥١ به شهر ورِویسکی در شوروی رفت.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و بر اساس هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و کاربست ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، خود و همرزمانش مشمول عفو عمومی شدند.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبد الکریم قاسم تأسیس شد، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ همراه با همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. در سال ١٩٦٧ در انقلاب ایلول شرکت کرد.

منابع:
  1. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.
  2. حمید گردی، پوخته‌ی مێژوونامه‌ (خلاصه تاریخ‌نامه)، چاپ اول، (اربیل - انتشارات و پخش آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤ میلادی).
  3. حیدر فاروق السامرائی، ضیاء جعفر و دوره‌ السیاسی و الاقتصادی فی العراق، (لندن – دارالحکمه - ٢٠١٦ میلادی).
  4. ریکار مزوری، سه‌ربۆرا تراژیدیایێن بارزانییان (سرگذشت تراژدی‌های بارزانی‌ها)، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٣ میلادی).
  5. شعبان علی شعبان، هه‌ندێك زانیاری سیاسی و مێژوویی (برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی)، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهه لات - ٢٠١٣ میلادی).
  6. صالح یوسف صوفی، کرۆنۆلۆژیا کوردستانێ و جیهانێ (گاه‌شمار کردستان و جهان)، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣ میلادی).
  7. صالح یوسف صوفی، کرۆنۆلۆژیا کوردستانێ و جیهانێ (گاه‌شمار کردستان و جهان)، چاپ اول، جلد سوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣ میلادی).
  8. عمر حمزه صالح، جینۆساید و تاوانه‌كانی ڕژێمی به‌عس دژی بارزانییه‌كان ١٩٧٥- ١٩٩١ له‌ زمانی شایتحاڵ و به‌ڵگه‌نامه‌كانه‌وه‌ (نسل‌کشی و جنایات رژیم بعث علیه بارزانی‌ها از زبان شاهدان عینی و اسناد)، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه روژهه لات - ٢٠١٧ میلادی).
  9. لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة ١٤ تموز ١٩٥٨ فی العراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - ١٩٧٩ میلادی).
  10. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨م).
  11.