صالح طاهر خزیران در سال ١٩٢٧ در روستای سیلکی از توابع ناحیه شیروان مزن در شهرستان مرگهسور در استان اربیل متولد شد، در ٢١ ژوئن ١٩٣٢ به جمهوری ترکیه آواره شد. طاهر خزیرانی پدرش در ٢٢ فوریه ١٩٣٦ در رودخانه شیت شهید شد. صالح خزیران در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرد و مدرک مؤسسه در رشته جنگلداری دریافت کرد، پس از بازگشت از اتحاد جماهیر شوروی، در سال ١٩٥٩ به عنوان کارمند در اداره جنگلداری رواندز استخدام شد، به سه زبان کردی، عربی و روسی تسلط داشت.
سوابق مبارزاتیدر سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست، در تصرف پایگاههای پلیس ارگوش، پیندر و ولات ژیر شرکت کرد. در ١٥ اکتبر ١٩٤٣ در تصرف پایگاه پلیس بیرهکپرا و در ٢ اکتبر ١٩٤٣ در تصرف پایگاه پلیس شانهدر شرکت کرد. در ١٩ اوت ١٩٤٥ به دستور دادگاه عرفی نظامی عراق، تمام اموال منقول و غیرمنقول وی مصادره شد.
در ١١ اکتبر ١٩٤٥، پس از شکست انقلاب دوم بارزان، به همراه خانوادهاش راهی شرق کردستان شد، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروی بارزانی وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیشمرگه شد، در ٢٩ آوریل ١٩٤٦ در نبرد قاراوا در منطقه سقز شرکت کرد. پس از شکست جمهوری دموکراتیک کردستان در ١٣ در ١٤ مارس ١٩٤٧ در نبرد گوجار و در ١٩ مارس در نبرد نقده و اشنویه و در ٢٥ مارس در نبرد هورس و هلهجی شرکت کرد. همچنین در نبردهای بوکان، مرگور و ترگور شرکت داشته است.
او از جمله پیشمرگههایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق خواکورک و دشت برازگر از راه خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت. پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسهای با یاران خود برگزار کرد و آنها را در ماندن یا رفتن به سمت اتحاد جماهیر شوروی آزاد گذاشت، در آنجا تمامی یاران تصمیم به ادامه راه و رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی گرفتند، در ٢٣ مه ١٩٤٧ همراه ژنرال مصطفی بارزانی به سوی اتحاد جماهیر شوروی رفت و در نبرد گل قطور و نبرد پل ماکو شرکت کرد و پس از سختیها و مشقتهای فراوان، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که مرز میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی است، به سوی شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی یارانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع روباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار گرفتند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر خوراک، پوشاک و تردد مانند اسرای جنگی با آنها رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی میان مناطق آغدام، لاچین، ایولاغ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه به آنها لباس نظامی داده شد و با نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت تمرینات نظامی انجام میدادند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از یارانشان که سواد داشتند، دروس یادگیری زبان کردی به آنها آموخته میشد.
پس از بدرفتاری جعفر باقروف با یاران بارزانی، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز تمرینات نظامی را ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه یارانش به صورت دسته و گروه با قطار میان روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهم دولت را میدادند) کار میکردند.
پس از تلاشهای بسیار و ارسال نامههای متعدد توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی از رنجهای یاران خود میگوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت یاران بارزانی را صادر میکند و سرانجام تصمیم کمیته بر این میشود که همه آنها در شهر وریویسکی گرد هم آیند، به همین دلیل نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی میرود.
پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و بر اساس هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و کاربست ماده (١١) با تکیه بر قانون اصلاحشده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و یارانش مشمول عفو عمومی شدند.
در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالسلام عارف تأسیس شد، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه یارانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
در سال ١٩٦١ در انقلاب ایلول شرکت کرد و معاون گردان بود، در نبردهای سری پیرس، سری آکره و سری لیلکان شرکت کرد و در این نبرد مجروح شد. سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب ایلول به عنوان پناهنده راهی شاهنشاهی ایران شد، سال ١٩٧٨ به کردستان بازگشت و سپس توسط دولت عراق به مجتمع حریر تبعید شد. در ٣١ ژوئیه ١٩٨٣ در عملیات انفال بارزانیها توسط دولت عراق در مجتمع حریر ناپدید شد.
منابع:-
آرشیو مرکز دایرةالمعارف حزب دموکرات کردستان
-
حمید گردی، چکیده تاریخنامه، چاپ اول، (اربیل - مؤسسه چاپ و نشر آراس - چاپخانه وزارت آموزش - ٢٠٠٤ میلادی).
-
حیدر فاروق السامرائي، ضیاء جعفر ودوره السیاسي و الاقتصادي في العراق، (لندن – دارالحكمة - ٢٠١٦ میلادی).
-
ریکاری مزویری، ژنێن رۆس و ڕاگواستن و ئهنفال و كۆمهلكوژی (زنان روس و جابجایی و انفال و نسلکشی)، چاپ اول، (اربیل – چاپخانه مناره - ٢٠١٠ میلادی).
-
ریکاری مزویری، سهربۆرا تراژیدیایێن بارزانییان (سرگذشت تراژدیهای بارزانیها)، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٣ میلادی).
-
شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٣ میلادی).
-
شوکت شیخ یزدین، یوبیل طلایی پیشمرگه، (پیرمام - چاپخانه خهبات - ١٩٩٦ میلادی)، ص ٢٥.
-
صالح یوسف صوفی، کرونولوژی کردستان و جهان، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣ میلادی).
-
صالح یوسف صوفی، گاهشماری کردستان و جهان، چاپ اول، جلد سوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣م).
-
عمر فاروقی، سردار دانا؛ زندگی و مبارزات مرحوم ملامصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٢م).
-
عبدالرحمن ملاحبیب ابوبکر، عشیره بارزان در میان سالهای ١٩٣١ - ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١م).
-
عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیایی اربیل، (اربیل - انتشارات آکادمی کردی - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٥م).
-
عمر حمزه صالح، نسلکشی و جنایات رژیم بعث علیه بارزانیها ١٩٧٥ - ١٩٩١ از زبان شاهدان عینی و اسناد، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٧م).
-
کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه په یون - ٢٠١١م).
-
مجله هتاو، شماره ١٥٤، سال ششم، اربیل، چاپخانه کردستان، جمعه، ١٥ آوریل ١٩٥٩.
-
از یادداشتهای فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز با بارزانی؛ رفتن بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ١٩٩٧م).
-
لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - ١٩٧٩م).
-
مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیخواهی کرد ١٩٣١ - ١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨م).
-
مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیخواهی کرد ١٩٣١ - ١٩٥٨، جلد اول، (اربیل - چاپخانه نادیار - ٢٠١٢م).
-
نجفقلی پسیان، از مهاباد خونین تا کنارههای ارس، مترجم: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦م).


